تیتر این مقاله سوالی است که ذهن خیلی‌ها که حتی بارها بازی‌های دارک سولز را تجربه کرده‌اند، درگیر کرده است. حق هم دارند. داستان این سری اصلا و ابدا سرراست و واضح نیست و باید در توضیحات آیتم‌ها و صدها ویدیوی Lore در یوتیوب و … داستان کامل این سری را دریابید. اما نکته این است که برخی به اشتباه فکر می‌کنند چون آن‌ها داستان را نفهمیده‌اند و چون داستان بازی سرراست نیست، پس این سری داستان خاصی ندارد یا بدتر از آن داستان ضعیفی دارد! این حرف خیلی غلط است.
کافی است سری به یوتیوب و کانال‌هایی مثل واتی‌ویدیا بزنید تا ناگهان ببینید ساعت‌هاست دارید به داستان بازی و شخصیت‌های Dark Souls گوش می‌دهید و حتی گاهی چشمانتان خیس می‌شود. داستان این بازی و سرنوشت شخصیت‌های آن، عمیق‌تر و زیباتر و پرمحتواتر از هر بازی دیگری هستند که داستانش را سرراست با چند کات‌سین می‌گوید.
قصد دارم تا این مقاله را تبدیل به یک سری کنم که در آن داستان عناوین مختلف سولز و شخصیت‌های آن را برای شما بازگو کنم.
در این سری به قدری جزئیات داستانی هست که سرتان سوت می‌کشد از این که سازندگان چه‌قدر برای مخاطبشان ارزش قائل بوده‌اند و چه‌قدر این سری ریزه‌کاری دارد. در Dark Souls حتی برای این که شما می‌میرید و باز زنده می‌شوید، داستان و دلیل وجود دارد و مثل اکثر بازی‌ها این‌طور نیست که خب شما دوباره ریسپاون می‌شوید چون این یک بازی است! شما به عنوان یک انسان، اسیر نفرین Undead هستید. نفرینی که کسی دقیق نمی‌داند از کجا آمده است، ولی با هر بار مرگ انسان‌ها و زنده‌شدنشان، آن‌ها بیشتر و بیشتر Hollow می‌شوند تا جایی که دیگر کنترل عقلشان دست خودشان نیست و می‌شوند یکی از آن  موجودات دیوانه‌ای که تا شما را می‌بینند، حمله می‌کنند.
در این مقاله می‌خواهم به طور کامل داستان سری دارک سولز را برای شما بازگو کنم تا ببینید چه در دنیای این بازی می‌گذرد و نقش شما چیست و اصلا دارک سولز چیست؟ قصد دارم تا این مقاله را تبدیل به یک سری کنم که در آن داستان عناوین مختلف سولز و شخصیت‌های آن را برای شما بازگو کنم. امروز و در آغاز کار، داستان بازی اول Dark Souls را برای شما عزیزان شرح خواهم داد. پس آماده باشید تا سری به لردران بزنیم.
در آن بخشی که می‌گویند یکی بود یکی نبود، در داستان دارک سولز باید بگوییم هیچ‌کس نبود غیر از اژدهایان جاویدان.
داستان Dark Souls مدت‌ها قبل از این که شما بازی را آغاز کنید شروع شده و قرن‌ها و قرن‌ها گذشته است. قرن‌ها قبل از این که شما از Undead Asylum فرار کنید، چیزی وجود نداشته است. نه انسانی زنده بوده و نه مرده. فقط اژدهایان و برخی موجودات باستانی وجود داشته‌اند و بس. داستان این بازی با عصر باستانی‌ها یا the Age of Ancients آغاز می‌شود که در آن اژدهایان روی همه چیز تسلط داشته‌اند. در واقع در آن بخشی از داستان که می‌گویند یکی بود یکی نبود، ما در داستان دارک سولز باید بگوییم هیچ‌کس نبود غیر از اژدهایان جاویدان یا Everlasting Dragons. بله، عصر، عصر اژدهایان جاویدان بود و آن‌ها حاکم مطلق زمین بودند.
در همین حین، یک آتش جادویی که به آن اولین شعله یا First Flame می‌گویند، در زیر زمین ناگهان پدیدار می‌شود و می‌دانید که با آتش، نور و تاریکی می‌آید؛ مرگ و زندگی می‌آید. این آتش بسیاری از موجودات را به خود جذب کرد. ۳ موجودی که ابتدا به سراغ این آتش می‌روند، شامل Gwen به همراه نیتو و جادوگر آیزالت هستند که Gwen روح نور، جادوگر آیزالت روح زندگی و نیتو روح مرگ را از این آتش می‌گیرند. این روح‌های باستانی به آن‌ها قدرتی عظیم می‌دهند و به نوعی این ۳ نفر تبدیل به خدا می‌شوند. اما یک نفر دیگر هم بود که کسی زیاد به او توجهی نکرد. یک Furtive Pygmy که در واقع جد انسان‌‌هاست، از این آتش اولیه، روح تاریک یا Dark Soul را می‌گیرد که بعدا به موجودات انسان‌مانند یا Hollow، پاداشی عطیم به نام Humanity می‌دهد. به این ترتیب انسان‌ها به وجود می‌آیند و پای به دنیا می‌گذارند، ولی قدرت آن‌ها در مقایسه با ۳ لرد اصلی بسیار کم‌رنگ‌ است.
یک Furtive Pygmy که در واقع جد انسان‌‌هاست، از آتش اولیه، روح تاریک یا Dark Soul را می‌گیرد.
Gwen که حالا بسیار قدرتمند بود، در پی یافتن راهی برای شکست اژدهایان بود که هیچ‌کس نمی‌دانست چه نقطه ضعفی دارند. این اژدهایان ابدی با روش های معمول هیچ آسیبی نمی‌دیدند و جنگ با آن‌ها بی‌فایده بود. اما این‌جا یک پیچش در داستان به وجود می‌آید و پای خیانتی عظیم به دنیای این بازی باز می‌شود.
یک اژدها به نام Seath the Scaleless که همان‌طور که از نامش پیداست بدون Scale به دنیا آمده بود (او جاویدان نبود و پا هم نداشت) و همواره مورد تمسخر هم‌نوعانش قرار گرفته بود، خیانتی بزرگ به اژدهایان می‌کند و با لرد Gwen هم‌دست می‌شود و به او می‌گوید که راه از بین بردن اژدهایان، از طریق نیروی Lightning است که از حفاظ سنگی پوست آن‌ها رد می‌شود.
بنابراین ۳ لرد شروع به جنگ با اژدهایان می‌کنند و Gwen با استفاده از نیروی Lightning، راه را برای دو لرد دیگر هم باز می‌کند تا اژدهایان را از بین ببرند. لرد نیتو، مرگ و بیماری را بین آن‌ها که حالا آسیب‌پذیر شده‌اند پخش می‌کند و جادوگر آیزالت آن‌ها و خانه‌هایشان را می‌سوزاند. این سلسله حوادث، تقریباً همه‌ی اژدهایان جهان را از بین برده و فقط برخی نژادهای ضعیف‌تر آن‌ها مانند Drakeها و Wyvernها باقی می‌مانند. تنها اژدهای واقعی، Seath خیانت‌کار است که باقی مانده است. بعد از این، لردها به سطح زمین منتقل شده و آن را تصرف می‌کنند.
Seath the Scaleless که بدون Scale به دنیا آمده بود، جاویدان نبود و پا هم نداشت و مورد تمسخر بود، خیانتی بزرگ به اژدهایان می‌کند.
داستان ما ( بازی اول Dark Souls) در عصر آتش روایت می‌شود. با کنترل لردها بر جهان، عصر آتش آغاز می‌شود که آن را یک دوره‌ی طلایی می‌دانند که همه‌چیز شکوفا شده است. Gwen، آنور لوندو، پایتخت خود را در بالای کوه بنا کرد تا بتواند به خورشید نزدیک‌تر باشد. نیتو، کاتاکومب‌های زیرزمینی را به دست گرفت و مفهوم مرگ را در زیر زمین گسترش داد، در حالی که جادوگر آیزالت آتش را مطالعه می‌کرد که این منجر به توانایی‌های Pyromancy شد که در بازی‌های Dark Souls شاهد آن‌ها هستیم.
در این دوره اوضاع برای Seath خیانت‌کار که باعث از بین رفتن تمام هم‌نوعانش شده بود نیز خیلی خوب پیش می‌رفت و بابت خوش‌خدمتی به Gwen حسابی از او تقدیر شد. او به عنوان یکی از اعضای سلطنتی شناخته شد و حتی Gwen به او لقب دوک اعطا کرد. به او یک قصر و آزمایشگاه کامل داده شد تا انواع آزمایشات را بر روی موجودات انجام دهد، زیرا او به طور دیوانه‌واری شیفته‌ی درک و کسب جاودانگی بود که برخلاف تمام هم‌نوعانش در اختیار نداشت.
این آزمایشات اکثرا غیرانسانی او که با گذشت زمان بدتر هم شدند، برخی افراد در آنور لوندو را خشمگین کرده بودند. Havel the Rock که یکی از شوالیه‌های خوش‌نام Gwen بود، حسابی با Seath و آزمایشاتش دشمنی داشت و شروع به جمع کردن گروهی کرد تا Seath را از بین ببرند، ولی Gwen ابدا موافق این موضوع نبود. Gwen سرانجام شولیه‌اش را زندانی کرد تا نهایتا Hollow و دیوانه شود.
در سمت دیگر، آزمایشات و وسواس دیوانه‌وار Seath برای جاودانگی، باعث جنون کامل او شدند. البته او در نهایت یک‌جورهایی راز جاودانگی را کشف کرد (همان کریستال جاودانگی او که در نبرد با Seath باید بشکنید) و بعد هم خودش را از ترس این که بقیه‌ی لردها به او حمله کنند و بخواهند دستاوردش را بدزدند، در قصر و آزمایشگاهش حبس کرد.
Gwen با استفاده از نیروی Lightning، اژدهایان را ضعیف می‌کند. لرد نیتو مرگ و بیماری را پخش می‌کند و جادوگر آیزالت آن‌ها را می‌سوزاند.
در بخش دیگری از این دنیا، روستایی به نام Oolacile تحت تاثیر یکی از سرپنت‌های نخستین به نام Kaathe یا همان Kaathe, the primordial serpent که همیشه دوست داشت عصر آتش به پایان برسد، تابودی خود را رقم زدند و باعث شدند تا Abyss که سیاهی مطلق است، با کندن قبر Manus، از قعر زمین بالا بیاید. Abyss را به طور کلی در این دنیا، تاریکی‌ای می‌دانند که در وجود هر بشری موجود است و اگر مهار نشود، می‌تواند باعث خاموشی آتش نخستین شود.
Kaathe بود که باعث شد مردم Oolacile به قعر زمین رفته و قبر Manus, the primordial man را نبش کنند. کسی که سال‌ها و سال‌ها عذاب کشیده و شکنجه شده بود (داستانش را در یک قسمت کامل برایتان می‌گویم) و وقتی او را از مرگ بیدار کردند، موجودی دیوانه شده و در نهایت هم تبدیل به Manus، پدر Abyss شد و سبب گردید تا Abyss شدیدا گسترش یابد.
به منظور جلوگیری از گسترش بیشتر Abyss، لرد Gwen یکی از ۴ شوالیه‌ی وفادار و مورد اعتمادش به نام Artorias که عزمی آهنین داشت به Oolacile فرستاد. او به همراه گرگ زیبا و قدرتمندش Sif، به نبرد با Manus رفتند، ولی شکست خوردند و در آخرین لحظات، آرتوریاس که زرهش شکسته بود، از سپر و جادویش به جای محافظت از خودش، برای نجات Sif استفاده کرد تا گرگش را در امان نگه دارد و او را به زمین برگرداند.
در همین زمان بود که Manus در طول زمان و مکان‌های مختلف، به دنبال pendant محبوبش می‌گشت و نهایتا آن را در آینده پیدا کرد و آن را به همراه Chosen Undead که در واقع شخصیت شما در دارک سولز است، به سمت خود کشید (وقایع دی‌ال‌سی بازی اول). در نهایت شخصیت شما یعنی Chosen Undead، با Manus مبارزه کرده و او را شکست می‌دهد و جهان را از گسترش بیشتر Abyss نجات می‌دهد.
البته این نبرد و حواشی اطراف آن و شخصیتی که شما نجات می‌دهید، خودش داستان کاملی دارد که بعدا در یک قسمت جداگانه، از حماسه‌ی آرتوریاس و افسانه‌ی او که بعدا منجر به تشکیل Abyss Watchers شد، صحبت خواهم کرد. Gwen برای جلوگیری از گسترش Abyss کارهای زیادی کرد و حتی شهری مثل New Londo را به طور کل غرق کرد و در آب فرو برد که این داستان و قضیه‌ی Four Kings را هم برایتان در یک قسمت شرح خواهم داد.
Kaathe بود که باعث شد مردم Oolacile قبر Manus, the primordial man را نبش کنند. کسی که سال‌ها شکنجه شده و در نهایت تبدیل به Manus، پدر Abyss شد.
Gwen مدت زیادی بر مسند قدرت بود و حسابی در عصر آتش برای خودش فرمانروایی می‌کرد، ولی هر چیز خوبی بالاخره انتهایی دارد. آتش اولیه در نهایت شروع به محو شدن و حاموشی کرد. لردها حسابی ترسیده بودند، زیرا این آتش منبع اصلی قدرت آن‌ها از زمان آغاز عصر آتش بود.
جادوگر آیزالت شروع به انجام آزمایشاتی کرد تا این آتش اولیه را دوباره خلق کرده و حتی قوی‌تر کند، ولی نهایتا شکست خورد و کنترل این آتش از دستش در رفت، زیرا این “آتش قوی‌شده” روحش را مسموم کرد و او تبدیل به Bed of Chaos شد و آتش قوی‌شده که در واقع همان Chaos بود از کنترل خارج شده و باعث ایجاد نسل جدیدی از موجودات به نام شیاطین یا Demon‌ها شد. داستان جادوگر آیزالت و دخترانش، از برترین و تلخ‌ترین زیرشاخه‌های داستانی سری سولز است که در قسمتی جداگانه کاملا برایتان شرح خواهم داد.
جادوگر آیزالت سعی کرد آتش اولیه را قوی‌تر کند ولی نهایتا تبدیل به Bed of Chaos شد و Chaos باعث خلق Demon‌ها شد.
به عنوان آخرین تلاش، لرد Gwen روح خودش را برای روشن نگه داشنن آتش اولیه فدا کرد و تا زمانی که او در کنار این آتش حضور داشت، آتش اولیه از بین نمی‌رفت. او با این کار در واقع موضوعی اجتناب‌ناپذیر را به تعویق انداخت و خیلی‌ها از این کار Gwen به عنوان اولین گناه یاد می‌کنند، زیرا در برابر نیرو و روند طبیعت ایستاد.
Gwen در واقع با این کار تبدیل به اولین Lord of Cinder شد؛ موجودی که آن‌قدر روحش قوی است که می‌تواند باعث روشن نگه داشتن آتش اولیه شود. البته فکر نکنید این قوی بودن روح به معنی خوب بودن آن شخص است، زیرا مثلا در دارک سولز ۳ می‌بینیم که شخصیت پلید Aldrich هم لرد سیندر است.
در دنیای سولز، سرچشمه‌ی اصلی و اولیه و دلیل قاطع ایجاد نفرین آندد یا همان روند Hollow شدن مشخص نیست، اما برخی اعتقاد دارند که Gwen با فدا کردن روحش برای روشن نگه داشتن آتش اولیه و انجام اولین گناه، باعث ایجاد نفرین آندد که انسان‌ها را با جاودانگی نفرین کرد، شد. انسان‌های آندد مدام دوباره به زندگی برمی‌گردند، ولی هر بار که می‌میرند به Hollow شدن و از دست دادن کل اختیار و کنترلشان نزدیک‌تر می‌شوند و در نهایت وقتی Hollow می‌شوند، دیگر انسانیتی ندارند و هیچ خاطره و اختیار و روحی برایشان نمانده است و کاملا مجنون هستند.
جالب است که ما تازه در این‌جا است که بازی اول دارک سولز را آغاز می‌کنیم (البته غیر از قضیه‌ی Manus) و در واقع وقتی ما شروع می‌کنیم، مدت‌ها از این وقایع رد شده و Gwen روحش را برای آتش اولیه قربانی کرده و دنیا پر شده ازHollow ها و شیاطین و …
Chosen Undead طبق پیشگویی باید آن‌قدر قوی شود تا بتواند روحش را برای آتش اولیه قربانی کرده و یک لرد سیندر شود.
در ابتدای بازی، Chosen Undead که به همراه خیلی از آنددها و Hollowها در بخشی جداافتاده از دنیا (Northern Undead Asylum) زندانی شده‌ است، توسط شخصیتی به نام اسکار که از یک پیشگویی صحبت می‌کند و کلید زندان را برای شما می‌اندازد، نجات داده می‌شود تا پیشگویی و سرنوشتش را کامل کند. داستان اسکار را هم در یک قسمت جدا برایتان شرح خواهم داد.
شخصیت شما یعنی Chosen Undead باید پیشگویی Rekindling the Flame را کامل کند. طبق این پیشگویی شما باید آن‌قدر قوی شوید تا در نهایت بتوانید روحتان را برای آتش اولیه قربانی کرده و تبدیل به یک لرد سیندر شوید. به این منظور، شما باید به Kiln of the First Flame بروید. برای این کار هم باید Lordvessel و بخش‌های مختلف روح Gwen که در اختیار برخی باس‌های خاص است را به دست بیاورید تا با قربانی کردن این روح‌ها در Lordvessel، بتوانید وارد Kiln of the First Flame شوید.
در Kiln of the First Flame، شما با حالت سیندر Gwen در کنار آتش اولیه روبه‌رو می‌شوید که در واقع باس نهایی بازی است. بعد از شکست او به شما یک انتخاب داده می‌شود؛ شما می‌توانید مطابق پیشگویی، آتش اولیه را Rekindle کنید یا این که بگذارید آتش خاموش شود.
اگر بگذارید آتش خاموش و عصر تاریکی آغاز شود، شما تبدیل به Dark Lord می‌شوید و Kaathe, the primordial serpent به همراه کلی از سرپنت‌های نخستین دیگر، شما را به خاطر این که اجازه داده‌اید عصر تاریکی آغاز شود، پرستش خواهند کرد. از عصر تاریکی به عنوان عصر انسان‌ها هم نام برده می‌شود. بالاخره هر چه باشد، اولین جد انسان‌ها یعنی Furtive Pygmy بود که روح تاریک اصلی یا Dark Soul را در ابتدا پیدا کرد.
در این بخش داستان بازی نخست به پایان می‌رسد و دارک سولز ۲ که داستان Vendrick و Drangleic را روایت می‌کند، مجددا ما را به دنیای این سری می‌برد. در قسمت بعدی این مقاله، داستان بازی دارک سولز ۲ را برای شما شرح خواهم داد.
 
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
سعید جان خسته نباشی ، خدمتی که گیمفا و مخصوصا شما به بازی های میازاکی و هاردکور در ایران کردید واقعا جای تقدیر داره دمتون گرم Yes Rose
همچنان داستان سعید آقابابایی و سری سولز ادامه داره و ما هم لذت میبریم. Heart Rose
چیزی که داستان سری سولز رو فوق‌العاده جلوه میده، فقط بخشیش مربوط به خفن بودن کاراکترها و جذاب و رازآلود بودن سرنوشتشون هست؛ فوق‌العاده اینه که تمام این داستان ها به بهترین شکل ممکن با گیم پلی بازی به هم تنیده میشن…
در مورد سئوال آخر و موزیک فوق‌العاده ی باس نهایی دارک سولز هم کلی ویدئو تو یوتیوب هست که نشون میده تمام این موزیک با کلیدهای سفید پیانو نواخته میشه که دونستنش واقعا مبارزه رو حماسی تر میکنه…
محسن ببخشید تو رو اشتباها ریپلای کردم.
نوید جان شما هر موقع دوست داشتی به من ریپلای بزن Rose
خسته نباشید اقا سعید واقعا کار با ارزشیه برای ما سولز فن ها بعد راجع به ساندترک Gwen اره فقط با سفید زده شده لینکشم تگ میکنم ببین
https://youtu.be/RjA6Quc1rt8
سلام و صبح بخیر.توی مقاله اسم gwyn اشتباه اومده. دو سه تا نکته جالب وجود داره اینکه که توی بازی شما occult club متعلق به هاول رو که پنهان هم شده پیدا می‌کنید که رسما برای کشتن خدایان ساخته شده و این نشون میده توطئه هاول کاملا حساب شده بوده.نکته بعدی اینه که گوین بخشی از روحش رو بدلیل خدمت هایی که seath و ۴ لرد بهش انجام دادن به اونها تقدیم میکنه.سومین نکته ضعیف شدن روح خود گوین هست که گوین به عنوان اولین سیندر اینقدر روحش رو فدا کرده که اینکار باعث سوختن روح در آتش اولیه شده که خیلی ها از گوین هم بعنوان یک هالو یاد می کنند چون فرایندی که برای یک هالو هم اتفاق میافته همینطوره.بنظرم جمله نابودی تمام اژدهاها هم قشنگ نیست یا حداقل توضیح بیشتری میخاد وقتی ما توی سری بعدها با ۳ اژدها که کاملا در فرم باستانی هستن در ادامه روبرو میشیم.امیدوارم برای یکبار هم شده تو ایران یک مقاله کامل در مورد سری ببینیم که سعی بشه توش کل نکات سری و همچنین درخت خانوادگی گوین که واقعا در نوع خودش پیچیده است و حتی کاوننت ها که متاسفانه بدلیل اینکه بیشتر مردم فقط به بخش آفلاین سری اهمیت میدن فراموش میشه هم توجه بشه.با تشکر
داستان عالیه امیدوارم ادامشم بسازن ببینیم چه اتفاقی برای آخرین آتش میوفته خاموش میشه یا روشن میمونه.
مقاله واقعا فوق العاده بود
یکی از بهترین مقاله‌هایی بود که توی عمرم خوندم سعید جان
با این که خودم حدود سه سالی داره میشه که در تکاپوی فهمیدن داستان سولز یک و دو بودم، و چیزای نسبتا زیادی از داستانشون دستگیرم شده، بازم از این مقاله فوق العاده لذت بردم و کلی چیز جدید یادگرفتم و خیلی از اون ویدیوهایی که دیده بودم، داستان سرراست‌تر و بهتر توضیح داده شده بود …
دستتون درد نکنه سعید جان و بی‌‌صبرانه منتظر مقاله‌های توضیح داستان شخصیت‌ها هستم …
سعید اقا دمت گرم واقعا واسمون زحمت میکشی
اگر روی داستان دیمن سولز و بلاد بورن خصوصا اولد هانترز هم وقت بذاری ممنونت میشیم
من سولز رو بازی نکردم
ولی تورات رو خوندم
با توجه به تورات و اون چیزی که ابتدای مطلب اومد بنظرم این متن فقط توصیف داستان بود نه تحلیلش
مثلا اولش میگه جد اولیه انسان ها از آتش بوده : توی تورات تحریف شده که کابالا ازش دراومده شیطان رو بعنوان آدام کادمن یا انسان کامل که جد اولیه انسان بوده معرفی کرده که از آتشه و تک جنسیتیه
یا مثلا نیروی lightning وسیله ایه که شیطان بواسطه اون روی زمین حبوط میکنه ( رمز عملیاتی که قاسم سلیمانی رو ترور کردن Blue Lightning بود )
خلاصه بنظرم بهتره علاوه بر توصیف ، تحلیل هم انجام بشه
جناب اقابابایی بی نهایت ممنون بابت این مقاله . واقعا داستان گنگ و مبهم دارک سولز ها واسه من خیلی خیلی بیشتر از داستان های سر راست لذت بخشه . به قدری دنیا سازی میازاکی پیچیده و بی نظیره که حد نداره . داستان هایی که هر محیط و باس پشتشون هست یه دنیا داستانه .
من چند تا سوال داشتم اونم این که چرا توی بلادبورن بقیه شکارچی ها به ما حمله میکردن؟چرا abyss watcher به هم حمله میکردن؟چرا غول ها توی بازی به ما کمک میکردن؟میشه اینا رو جواب بدین لطفا
۱- هانترها هر کدام دلیل خاص خودشون رو دارن مثلا Djura از هیولاها دفاع می‌کنه. دو هانتری که داخل GrandCathedral میبینیم در حقیقت آدم ربا و دزد هستند و … هر کدام lore پیرامونشون نوشته شده.
۲- ابیس واچرز یکدیگر رو میکشن چون وظیفه‌ اصلیشون جلوگیری از گسترش یافتن abyss بوده، اما وقتی abyss خودشون رو تصرف می‌کنه، تصمیم میگیرن با مبارزه بین خودشون این فساد رو در یک مکان نگه دارن. (ارتباط مستقیم با آرتوریاس)
۳- منظور از غول‌ها رو نفهمیدم، اما خیلی از لُردها giant نیستند، بلکه به دلیل قدرت زیاد بدن عظیمی داشتند.
instagram gamefa
telegram gamefa
telegram
تمام حقوق این سایت متعلق به گیمفا می باشد.
Copyright© 2021 Gamefa All Rights Reserved

source

توسط funkhabari