کپی لینک
تانوس ملقب به تایتان دیوانه، یکی از مهم‌ترین شخصیت‌های دنیای سینمایی مارول طی سه فاز ابتدایی به شمار می‌رود.

در صورتی که از علاقه‌مندان به آثار ابرقهرمانی باشید یا فیلم‌های فرنچایز Marvel Cinematic Universe را دیده باشید، باید تانوس را بشناسید. او برخلاف شخصیت‌های اصلی فیلم‌ها از زمان چندانی برای خودنمایی برخوردار نبود و تنها در آثاری مانند Avengers: Endgame حضوری پررنگی دارد. با این حال، تیم نویسندگان و صد البته جاش برولین (بازیگر این نقش) دست به دست هم داده و موفق شدند او را به نامی پرطرفدار در سراسر جهان تبدیل کنند؛ شخصیتی که می‌خواهد جهان را نجات دهد اما مسیری اشتباهی را برای رسیدن به هدف خود انتخاب می‌کند.
در جدیدترین مطلب جامع وب سایت سرگرمی به سراغ تایتان دیوانه رفته و می‌خواهیم بیشتر با آو آشنا شویم.
تانوس نخستین بار در شماره ۵۵ کمیک بوک The Invincible Iron Man (فوریه سال ۱۹۷۳ میلادی) حضور یافت. او، حاصل تلاش‌های جیم استارلین به شمار می‌رود و ایده خلقت چنین شخصیتی در جریان یکی از کلاس‌های روانشناسی دانشگاه در ذهنش شکل گرفت:
بین خدمت در ارتش و فعالیت در مدیوم کمیگ بوک به دانشگاه رفتم و در یکی از کلاس روانشناسی ایده تانوس و درکس نابودگر در ذهنم شکل گرفت. ایده را با مارول و روی توماس در میان گذاشتم و پرسیدم می‌توانم مسئولیت نوشتن یکی از قسمت‌های کمیک بوک مرد آهنی را بر عهده بگیرم یا نه. آن زمان حس می‌کردم تنها همین یک فرصت را برای خلقت شخصیتی جدید دارم چون مطمئن نبودم با گذشت چند هفته همچنان می‌توانم با مارول کار کنم یا نه. هر دو شخصیت به کمیک بوک‌ها اضافه شدند. تانوس در ابتدا لاغر اندام بود و روی پیشنهاد کرد عضلانی‌تر شود.
جیم استارلین در در یکی مصاحبه‌های خود اعتراف کرد ظاهر تانوس را از دارک ساید الهام گرفته است:
جک کربی آن زمان کمیک بوک New Gods را نوشته بود که به نظرم فوق‌العاده است. آن برهه، روزهای اوج جک در دی‌سی کامیکس بود. چند تا چیز منبع الهام من بودند. شاید فکر کنید تانوس با الهام از دارک ساید خلق شد اما حقیقت ندارد. اولین نقاشی من از تانوس به مترون (شخصیتی در کمیک بوک‌های دی‌سی) شباهت داشت. روی توماس نگاهی به نقاشی کرد و گفت: عضلانی‌ترش کن. اگر می‌خواهی ظاهرش را از شخصیت‌های کمیک بوک New Gods بگیری، حداقل دارک ساید را انتخاب کن.
در این بخش سرگذشت تانوس در صفحات کمیک بوک را مرور می‌کنیم.
تانوس در یکی از قمرهای سیاره زحل به نام تایتان به دنیا آمده است. او فرزند دو اترنال به نام‌های آلاری و سوی-سان بوده و برادر اروس ملقب به استارفاکس به شمار می‌رود. تانوس برخی از ژن‌های دیوینت‌ها را در خود دارد. به همین دلیل، از ظاهری شبیه به آن‌ها برخوردار است. سوی-سان پس از اینکه تانوس را برای نخستین بار می‌بینید، به خاطر ظاهرش شوکه می‌شود. او گمان می‌کند فرزندش تمامی موجودات زنده در جهان هستی را از بین خواهد برد. به همین دلیل، تلاش می‌کند جانش را بگیرد اما موفق نمی‌شود زیرا همسرش مخالف است. تانوس در سال‌های مدرسه یک صلح‌طلب بوده و تنها با حیوانات دست‌آموز و صد البته برادر خود اروس بازی کرده و تعامل دارد. افکارش با ورود به نوجوانی تغییر می‌کند. او حالا به پوچ‌گرایی ایمان داشته و عاشق تجسم فیزیکی و مونث مرگ ملقب به دث می‌شود.
تانوس در دوران بزرگسالی تصمیم می‌گیرد قدرت‌های خود را به واسطه علمی که در اختیار دارد، افزایش دهد؛ خواسته‌ای که عملی می‌شود. او همچنین طی اتفاقاتی به یک غارتگر تبدیل شده و سرپرستی کودکان زیادی را بر عهده می‌گیرد. اقدامات او در این برهه زمانی چندان شاخص نیستند تا اینکه تجسم مونث مرگ به سراغش آمده و او را مجاب می‌کند فرزند خود و کاپیتان گروهی که در آن غارتگر است را بکشد.
تانوس شدیدا دنبال این است که تجسم مونث مرگ را تحت تاثیر خود قرار دهد. در همین راستا، ارتشی متشکل از بیگانگان تشکیل داده و به واسطه بمباران اتمی سیاره تایتان، میلیون‌ها نفر از مردمان خود را قتل عام می‌کند. او که خواهان قدرت بیشتری است، تصمیم می‌گیرد مکعب کیهانی را بیابد. از آنجایی که مکعب در زمین است، به این سیاره سفر می‌کند. فرود سفینه او روی زمین باعث نابودی خودرو یک خانواده می‌شود. روح پدر خانواده توسط کرونوس در قالب درکس نابودگر به زندگی بازمی‌گردد. دختر خانواده هم که جان سالم به در برده و زنده است، تحت سرپرستی سوی-سان قرار می‌گیرد. تانوس که از تمامی این ماجرا (نابودی خودرو یک خانواده) بی‌خبر است، نهایتا به خواسته خود رسیده و مکعب را می‌یابد. در نتیجه، موفق می‌شود توجه دث را جلب کند.
کاپیتان مارول نهایتا با کمک انتقامجویان و یک ابرکامپیوتر به نام آیزک که در سیاره تایتان واقع شده، تانوس را شکست داده و معکب کیهانی را از بین می‌برند. تانوس سپس به سراغ آدام وارلاک رفته و او را در جنگ علیه میگس و رژیم مذهبی‌اش یاری می‌کند. تانوس حین کمک به آدام با گامورا ملاقات کرده و او را تحت سرپرستی خود می‌گیرد. او همچنین به گامورا دستور می‎‌دهد آدام را کشته و چرخه را متوقف کند. در صورتی که نمی‌دانید، میگس در واقع نسخه آینده آدام بوده و فردی شرور به شمار می‌رود. در ضمن، تانوس در همین برهه زمانی با ایده‌ای برای ترکیب کردن سنگ‌های ابدیت به منظور دستیابی به قدرتی برای نابودی یک ستاره مواجه می‌شود.
اَدم وارلاک که به نقشه تانوس پی برده، کاپیتان مارول و انتقامجویان را خبر می‌کند تا او را متوقف کنند اما نقشه‌اش راه به جایی نمی‌برد؛ زیرا تانوس موفق می‌شود جانش را بگیرد. او سپس ابرقهرمانان را اسیر می‌کند. شرایط در ادامه مطابق انتظار پیش نرفته و روح وارلاک به واسطه سنگ شبح پدیدار می‌شود. او تانوس را به سنگ تبدیل کرده و بدین ترتیب، به شرارت‌هایش خاتمه می‌دهد.
تانوس به طریقی به زندگی بازگشته و یک بار دیگر سنگ‌های ابدیت را جمع می‌کند. او با استفاده از سنگ‌ها دستکش ابدیت را ساخته، به قادر مطلق تبدیل شده و نهایتا نیمی از موجودات زنده جهان هستی را از بین می‌برد تا عشق خود را به تجسم مونث مرگ ثابت کند. البته نبیولا و آدام وارلاک موفق می‌شوند تمامی اقدامات تانوس را بی اثر کرده و شرایط را به حالت قبل برگردانند. در همین خط داستانی، آدام وارلاک دلیل شکست‌های پی در پی تایتان دیوانه را فاش می‌کند. آدام تاکید دارد تانوس تلاش زیادی می‌کند تا به قدرتمندترین موجود زنده جهان تبدیل شود اما در اعماق وجودش می‌داند چنین چیزی امکان‌پذیر نیست. همین عدم اعتماد به نفس باعث می‌شود نهایتا با شکست مواجه شود.
تانوس تعدادی از ابرشرورها را دور خود جمع کرده و به واسطه آن‌ها گروهی تحت رهبری گیتار تشکیل می‌دهد. این گروه ماموریت دارد رباتی را بیاید که حاوی حجم عظیمی از دانش از سراسر جهان است. ربات مورد نظر پیدا شده و اطلاعات استخراج می‌شوند. تانوس با استفاده از اطلاعات بدست آمده به نبرد با تایرنت می‌پردازد که یکی از مخلوقات گالاکتوس به شمار می‌رود. شرایط مطابق انتظار پیش نرفته و تایتان دیوانه در یک جهان موازی گرفتار می‌شود. در چنین شرایطی، از پلاندرر و هالک درخواست کمک می‌کند تا بتواند نجات یابد. هر چند، کمک‌های آن دو نتیجه مثبتی به همراه ندارد. پس از اینکه موفق می‌شود از جهان موازی فرار کند، تمرکز خود را روی یافتن طلسم‌های بسیار قدرتمندی قرار می‌دهد که به واسطه آن می‌توان تمام موجودات جهان هستی را از بین برد. او در جریان یکی از نبردها برای بدست آوردن طلسم‌ها سیاره‌ای به نام رایجل-۳ را به صورت کامل از بین می‌برد.
تانوس با کمک ثور و جنیس-ول به نبرد با واکر می‌رود که ایزد مرگ به شمار رفته و سعی کرده بود رابطه عاشقانه‌ای را با تجسم مونث مرگ برقرار کند. تایتان دیوانه در جریان نبرد این موجود را به صورت کامل از هستی حذف می‌کند.
تانوس در خط داستانی Annihilation War با شروری دیگر به نام انایلوس متحد می‌شود. انایلوس یک بیگانه بوده و به خاطر نسل‌کشی‌هایش شناخته شده است. در این خط داستانی مفهومی تحت عنوان موج نابودی وجود دارد که به ارتشی عظیم از سفینه‌های جنگی تحت رهبری انایلوس گفته می‌شود.
وقتی موج نابودی زندان کایلن را از بین می‌برد، تانوس فالن وان (یکی از مخلوقات گالاکتوس) را به سراغ بیاندر می‌فرستد تا وضعیتش را بررسی کند. بیاندر یک موجود کیهانی بوده و در جریان نبرد اخیر، شکل فانی خود را از دست داده است. قبل از اینکه فالن وان بتواند پیش تانوس بازگشته و گزارش دهد، با تنبروس و ایجیس مواجه می‌شود که دشمنان قدیمی گالاکتوس هستند. تانوس موفق می‌شود موافقت تنبروس و ایجیس را برای پیوستن به موج نابودی جلب کند. به هر حال، آن‌ها دنبال نابودی گالاکتوس و گرفتن انتقامشان از او هستند.
انایلوس از تانوس درخواست می‌کند روی گالاکتوس مطالعه کرده و به اطلاعات بیشتری درباره نیروی کیهانی دست یابد؛ همان نیرویی که گالاکتوس را به موجودی بسیار قدرتمند تبدیل کرده است. تایتان دیوانه در ابتدا نمی‌داند انایلوس چه هدفی را در ذهن می‌پروراند اما پس از اینکه متوجه می‌شود او می‌خواهد تمامی موجودات جهان هستی را نابود کرده و تنها بازمانده باشد، تغییر جبهه می‌دهد. در راستای مقابله با اینالوس، تصمیم می‌گیرد گالاکتوس را آزاد کند اما قبل از اینکه موفق شود، توسط درکس نابودگر به قتل می‌رسد. درکس متوجه قضایا شده و پی می‌برد تانوس خیانت انایلوس را پیش‌بینی کرده بود. در نتیجه، راهی برای آزاد کردن گالاکتوس از اسارت تعبیه کرده است.
درکس در ادامه به سراغ سیلور سرفر رفته و او را آزاد می‌کند. سیلور سرفر هم در ادامه گالاکتوس را از اسارت خارج می‌کند. گالاکتوس سپس موجی از انرژی را آزاد می‌کند که بخش عمده سفینه‌های جنگی انایلوس و سه سامانه ستاره‌ای (تعدادی ستاره که به واسطه یک نیروی گرانشی به یکدیگر وابسته بوده و دور هم می‌چرخند) را از بین برده و باعث می‌شود یک واچر تبخیر شود. در همین حین، نوا به نبرد با انایلوس پرداخته و با کمک فایلا ول و پیتر کوییل، ابرشرور را شکست داده و جانش را می‌گیرد.
Church of Universal Truth که یک امپراتوری فضایی بوده و با مشارکت بیگانگان از نژادهای مختلف ایجاد شده، از پیله‌ای محافظت می‌کند. این پیله تانوس را در خود جای داده که به عنوان آواتار مرگ انتخاب شده است. بدون اینکه مغزش به صورت کامل شکل بگیرد، از پیله خارج شده و همین اتفاق، دیوانگی او و انجام اقدامات عجیب را به همراه دارد. این شرایط ادامه می‌یابد تا اینکه محافظان کهکشان به سراغش آمده و اسیرش می‌کنند. در همین حین، حمله همه جانبه جهان کنسرورس به جهان اصلی رخ می‌دهد. مرگ در این کنسرورس جایگاهی نداشته و زندگی بدون هیچ گونه وقفه‌ای ادامه دارد. مار-ول، نسخه‌ای از کاپیتان مارول بوده که در این جهان زندگی کرده و می‌خواهد زندگی بدون مرگ را مانند ویروسی در تمام هستی پخش کند. او آواتار زندگی به شمار رفته و با ورود به جهان اصلی، دنبال تانوس می‌گردد.
تانوس که همچنان به دنبال جلب توجه تجسم مونث مرگ است، نقشه پیچیده‌ای می‌کشد. در همین راستا، به متحدی برای محافظان کهکشان و نووا تبدیل می‌شود تا بتواند مار-ول و ارتشش را متوقف کند. در اقدامی غیرمنتظره، تایتان دیوانه تسلیم شده و خود را در اختیار مار-ول قرار می‌دهد تا قربانی شود. تانوس در ادامه دشمن خود را فریب داده و موفق می‌شود او، ارتشش و همچنین کنسرورس را به صورت کامل از بین ببرد. با وجود این اقدامات، تجسم مونث مرگ همچنان تانوس را پس می‌زند؛ اتفاقی که خشم تایتان دیوانه را به همراه دارد. او، استار لرد و نووا را مقصر دانسته و معتقد است آن‌ها باعث شده‌اند بار دیگر فریب دث را بخورد. به همین دلیل، قصم می‌خورد تمام جهان هستی تقاص را با زجر دیدن بدهد. البته در انتهای داستان شکست خورده و به لطف تلاش‌های انتقامجویان و محافظان کهکشان به خواسته خود نمی‌رسد.
پس از اینکه متوجه می‌شود اکثر انتقامجویان به صورت موقت زمین را ترک کرده‌اند، بار دیگر به این سیاره حمله می‌کند. هدف او، کشوری مستقل به نام آتیلان است که سکونتگاهی برای ناانسان‌ها به شمار می‌رود. او شرط می‌گذارد در صورتی کشور را با خاک یکسان نمی‌کند که ناانسان‌های ۱۶ الی ۲۲ ساله کشته شوند. در ادامه فاش می‌شود هدف اصلی تایتان دیوانه، پسر جوانی به نام تین است که فرزند نامشروعش به شمار می‌رود. تین قدرت‌های زیادی داشته اما قادر به کنترلش نیست. تایتان نگران است در آینده مقابلش بایستد.
در حالی که تانوس به دنبال فرزند نامشروع خود می‌گردد، انتقامجویان از حمله با خبر شده و به همراه متحدان خود از جمله محافظان کهکشان به زمین بازگشته و مقابل تایتان دیوانه می‌ایستند. در شرایطی که مدافعان زمین فاصله چندانی با شکست ندارند، تین از قدرت خود استفاده کرده و باعث می‌شود تانوس متوقف شده و دیگر نتواند هیچ اقدامی انجام دهد. او سپس پدر خود را در کهربا حبس می‌کند.
تانوس بعدها توسط نیمور نجات می‌یابد.
حین بررسی یک ناهنجاری موقت در سیاره تایتان، تانوس با پیپ و اروس ملاقات می‌کند که از آینده آمده‌اند. آن‌ها به تانوس اخطار می‌دهند در آینده فردی از دل تاریکی پدیدار شده و او را خواهد کشت. تانوس و اروس نقشه‌ای را آماده می‌کنند اما قبل از اینکه بتوانند به اجرا در بیاورند، تایتان دیوانه با نسخه آینده خود مواجه می‌شود. او به تانوس پیشنهاد می‌کند نقشه را تغییر دهد تا بدین ترتیب شانس بیشتری برای بقا داشته باشد. نسخه آینده تانوس در ادامه کنترل بدن نسخه حال خود را بدست می‌گیرد.
تانوس که تحت کنترل نسخه آینده خود قرار دارد، جستجویی را در معابد و اماکن باستانی تا آغاز می‌کند تا یک شی بخصوص را یافته و به نسخه آینده خود شبیه شود. او در جریان جستجو آدام وارلاک را می‌کشد چون احتمال می‌داد در آینده مزاحمش شود. نسخه آینده تانوس همچنین به نسخه حال خود تاکید می‌کند اروس نقش مهمی در این ماجرا داشته و هر چه سریعتر باید پیدا شود.
تانوس طی اتفاقاتی متوجه یک ستاره دنباله‌دار شده، خود را به آن رسانده و گنجینه‌ای بسیار قدرتمند که در آن قرار داشته را می‌بردارد؛ گنجینه‌ای که حتی از سنگ‌های ابدیت هم قدرتمندتر است. او به لطف گنجینه می‌تواند هر موجود کیهانی‌ای را جذب کند. تانوس در ادامه به سراغ اترنیتی و اینفینیتی (آن‌ها را می‌توان قادر مطلق دانست) رفته، هر دو را شکست داده و آن‌ها را در خود جذب می‌کند. تایتان دیوانه همچنین لیوینگ ترابیونیال (محافظ جهان‌های موازی) و وان اباو آل (خدای جهان‌های موازی) را شکست داده و آن‌ها را جذب می‌کند. بدین ترتیب، تانوس به خودِ جهان‌های موازی تبدیل می‌شود.
با تبدیل تانوس به جهان‌های موازی، همه چیز در آستانه نابودی قرار می‌گیرد. نسخه حال تانوس که چنین اتفاقاتی را نمی‌خواسته، قادر نیست مقابل نسخه آینده خود بایستد؛ زیرا توسط او زندانی شده است. در همین حین، اروس و پیپ به نقاط زمانی مختلفی از گذشته رفته و سعی می‌کنند با بیان جملاتی، مسیر زندگی تانوس را تغییر دهند. البته تلاش‌هایشان نتیجه‌ای در بر ندارد؛ زیرا او اهمیتی به حرفه‌ها نمی‌دهد. هر چند، همین تنقاض‌های کوچک به نسخه حال تانوس اجازه می‌دهد به بخشی از قدرت‌های نسخه آینده تانوس دسترسی پیدا کرده و بدین طریق، با اروس صحبت کند. اروس و پیپ مطابق گفته‌های نسخه حال تانوس عمل کرده و سعی دارند او را از داخل روح نسخه آینده آزاد کنند که نسخه آینده متوجه شده و اروس را جذب می‌کند. بدین ترتیب، نقشه عملی نمی‌شود.
در شرایطی که به نظر می‌رسد چیزی جلودار نسخه آینده تانوس نیست، آدام وارلاک از راه می‌رسد. او که به طریقی احیا شده، وارد روح نسخه آینده شده و پس از پیدا کردن نسخه حال، به او می‌گوید قادر به آزادسازی‌اش است اما این کار را انجام نمی‌دهد؛ زیرا در صورت انجام به سرنوشت اروس دچار می‌شود. آدام همچنین تاکید دارد تنها چیزی که می‌تواند جلوی نسخه آینده را بگیرد، «اعتماد» است.
نسخه آینده تانوس به این نتیجه رسیده که جهان چرخه بی‌پایانی از اتفاقات تکراری نیست. در نتیجه، تصمیم می‌گیرد خود و تمام هستی را نابود کند. در همین حین، آدام وارلاک کانگ را به گذشته فرستاده تا اروس را نجات دهد. همین اتفاق به ظاهر کوچک باعث می‌شود اتفاقات بعدی به گونه دیگری رقم خورده و نسخه آینده تانوس نهایتا از بین برود.
گالاکتوس به صورت اتفاقی باعث می‌شود تانوس به جهان بازگردد. تایتان دیوانه به محض بازگشت تصمیم می‌گیرد به تاسیسات پروژه پگاسوس حمله‌ور شده و یک مکعب کیهانی را از آن خود کند. شرایط مطابق انتظار پیش نرفته و حین حمله به تاسیسات با کمین تعدادی از انتقامجویان مواجه می‌شود. اگرچه وار ماشین و هالک-دخت را به شدت زخمی می‌کند، شکست خورده و در تریسکلیون زندانی می‌شود. او در آنجا مرد مورچه‌ای را فریب داده و فرار می‌کند. سپس تصمیم به قتل عام می‌گیرد اما بلک پنتر، بلو مارول و مونیکا رمبو مقابلش ایستاده و به واسطه یک دستگاه او را متوقف می‌کنند. دستگاه مزبور باعث می‌شود سیناپس‌های الکتریکی مغز متوقف شوند.
تانوس به طریقی موفق می‌شود سلامتی خود را بدست آورده و بار دیگر فرقه سیاه را راه‌اندازی می‌کند. او در همین حین متوجه می‌شود فاصله چندانی با مرگ ندارد. در نتیجه، به سراغ پدرش سوی-سان رفته و درخواست می‌کند درمانی برای بیماری‌اش بیاید اما چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد. در نتیجه، پدرش را می‌کشد. او در ادامه بار دیگر زندانی می‌شود.
تانوس اینبار در زندان آلکتراز بوده و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی قرار دارد. او به تنهایی داخل سلولش بوده و بیماری‌اش روز به روز بدتر می‌شود. تایتان دیوانه که نقشه فرار را در ذهن خود می‌پروراند، نگهبان زندان را فریب داده، دستانش را از جا کنده و سپس نیمی از کارکنان را به قتل می‌رساند. او پس از بدست آوردن آزادی خود، به یک پایگاه مخفی می‌رود که در گذشته محل استقرار نیروهای تحت امرش بود. تایتان دیوانه به محض رسیدن به لوکیشن مورد نظر متوجه می‌شود پایگاه توسط معشوقه جدید تجسم مونث مرگ با خاک یکسان شده است. تجسم مونث مرگ همچنین فاش می‌کند او بوده است که بیماری را در تانوس خود قرار داده است. در این بخش از داستان همچنین مشخص می‌شود تین که نیروی فونیکس را داخل وجود خود دارد، در واقع معشوقه جدید دث است.
تایتان دیوانه به فرزند خود توصیه می‌کند دث قابل‌اعتماد نیست اما گوش شنوایی وجود ندارد. تانوس سپس به زادگاه خود بازگردانده می‌شود که حالا به یک خرابه شباهت دارد. او همچنین قدرت‌های خداگونه‌اش را به صورت کامل از دست داده است. با گذشت چند ماه، در شرایطی که به نظر می‌رسد چاره‌ای جز انتظار کشیدن برای مرگ نیست، تعدادی از افراد سابق تین (اروس ملقب به استارفاکس، نبیولا و چمپیون) به سراغش آمده و پیشنهاد کمک می‌دهند؛ زیرا دث در حال سوء استفاده از تین بوده و به واسطه قدرت‌های او مشغول انجام اقدامات شرورانه در تمام جهان است.
تانوس به اعضای تیم می‌گوید تنها راه برای بازیابی سلامتی‌اش رفتن به معبد خدایان است. اروس در ابتدا مخالفت کرده و چنین مکانی را خرافه می‌خواند اما نهایتا با پیشنهاد تایتان دیوانه موافقت شده و سفینه به سمت یک سیاهچاله در لبه جهان هستی حرکت می‌کند. با رسیدن به پایان جهان، نبیولا و چمپیون داخل سفینه مانده و تانوس به همراه برادر خود وارد سیاهچاله می‌شود. اروس که به شناخت کامل از برادر خود رسیده، به او اعتماد ندارد. آن‌ها پس از ورود به معبد خدایان با استقبال سه جادوگر ابدیت مواجه می‌شوند. تانوس در ادامه درخواست می‌کند سلامتی‌اش بازگردانده شود. جادوگران در واسخ فاش می‌سازند تنها انتخابی که تایتان دیوانه دارد، پایین رفتن از معبد خدایان و انتظار برای آغاز شدن یک آزمایش است.
تانوس، آزمایش را پشت سر گذاشته و سلامتی و قدرت‌هایش را بدست می‌آورد. او سپس به سراغ فرزند خود رفته و در یک سیاره نزدیک سیاهچاله به مبارزه می‌پردازد. در پی نابودی سیاره، هر دویشان به داخل سیاهچاله پرتاب شده و به معبد خدایان انتقال می‌یابند. جادوگران ابدیت نیروی فونیکس را از جسم تین جدا کرده و بدین ترتیب، او به موجودی ضعیف تبدیل می‌شود. تانوس که نمی‌تواند فرزندش را ببخشد، او را به گذراندن یک زندگی جهنمی در معبد خدایان مجبور می‌کند.
مدتی پس از نبرد با تین، تانوس به چیتاری می‌رود. به محض تسلیم کردن تمام ساکنان سیاره توسط موجودی مورد حمله قرار می‌گیرد؛ موجودی که در واقع رایدر است. رایدر، تانوس را زندانی کرده و سپس با استفاده از یک تکه از سنگ زمان، تایتان دیوانه را میلیون‌ها سال در زمان جلو می‌برد. تانوس پس از سفر در زمان با نسخه سالمند خود مواجه می‌شود که نیمی از موجودات جهان هستی را کشته است. او در ابتدا گمان می‌کند تمامی اتفاقات یک نوع جادو بوده و رایدر می‌خواهد فریبش دهد اما طی اتفاقی متوجه می‌شود چیزی که می‌بیند، حقیقت دارد.
پادشاه تانوس (همان نسخه سالمند) از تانوس درخواست کمک می‌کند تا بتواند فالن وان را شکست دهد. پادشاه تانوس امیدوار است با شکست فالن وان بتواند به تنها خواسته خود برسد: پایان یافتن زندگی‌اش. در همین حین، فالن وان از راه می‌رسد که نسخه تاریک سیلور سرفر است. دو تانوس با کمک هم سیلور سرفر را کشته و با گذشت مدتی از این اتفاق، مرگ از راه می‌رسد. پادشاه تانوس در ادامه دلیل اصلی آوردن تانوس به آینده را فاش می‌کند: او تنها می‌تواند به دست نسخه‌ای از خودش کشته شود. تانوس در ابتدا قصد دارد نسخه سالمند خود را کشته اما لحظه‌ای در فکر فرو رفته و دست می‌بردارد. او به نسخه سالمند خود فکر می‌کند که چقدر رقت‌انگیز شده است. تایتان دیوانه سپس به گذشته بازمی‌گردد. با گذشت مدتی، تانوس سالمند و تمام اطرافش شروع به محو شدن می‌کند. به بیان دیگر، تانوس پس از بازگشت به گذشته دست به اقداماتی زد تا هرگز به سرنوشت نسخه سالمندی که ملاقات کرد، دچار نشود.
پادشاه تانوس چند ثانیه قبل از اینکه به صورت کامل از بین برود، از مرگ می‌پرسد نسخه جوانش چگونه سرنوشت را تغییر داد. او هم در پاسخ می‌گوید: «او برد!»
در این بخش سرگذشت تانوس روی پرده‌ی نقره‌ای سینما را مرور می‌کنیم.
تانوس متولد یکی از قمرهای زحل به نام تایتان است. او در دوران جوانی به این نتیجه می‌رسد که رشد جمعیت سیاره می‌تواند به یک فاجعه بزرگ تبدیل شود؛ زیرا تایتان از منابع کافی برخوردار نیست. تانوس پیشنهاد می‌کند نیمی از جمعیت به صورت تصادفی کشته شوند اما دیوانه خطاب شده و طرد می‌شود. او در ادامه مرگ مردمانش را در طول زمان مشاهده کرده تا نهایتا به تنها بازمانده از نژاد خود تبدیل می‌شود.
پس از مشاهده سرنوشت تایتان، تانوس به این نتیجه می‌رسد که دیگر سیاره‌ها هم دیر یا زود به سرنوشت مشابهی دچار می‌شوند. در نتیجه، باید نیمی از جمعیت موجودات زنده را حذف کند تا شرایط بهبود یافته و نیمه باقی مانده نجات یابند. او سپس کنترل یک سفینه کشتی به نام Sanctuary II را بدست گرفته و به واسطه نبردهای متعدد، ارتش‌های بیگانگان مختلف را تحت فرماندهی خود می‌گیرد. او همچنین اتحادهایی را با شخصیت‌های مختلف مانند رونان شکل می‌دهد. در ضمن، تانوس هر چند وقت یکبار کودکان برخی از سیاره‌هایی که به آنجا حمله می‌کند را به سرپرستی می‌گیرد.
تانوس طی اتفاقاتی متوجه وجود اشیا قدرتمندی به نام سنگ‌های ابدیت می‌شود. او پس از پیدا کردن لوکیشن سنگ قدرت، تصمیم می‌گیرد رونان، گامورا و نبیولا را بفرستد تا آن را برایش بیاورند اما هر سه طی اتفاقاتی تغییر جبهه داده و از زیر چترش بیرون می‌آیند. در پی این اتفاقات، تایتان دیوانه به شدت خشمگین شده و تصمیم می‌گیرد خودش روند جستجو را برای یافتن سنگ‌ها آغاز کند. او همچنین حین جستجو به تاسیسات نیداولیر رفته و ساکنانش را مجبور می‌کند تا برایش یک دستکش بسازند؛ دستکشی که قادر است تمامی سنگ‌ها را کنار هم نگه دارد. او سپس تمامی ساکنان به جز یک نفر را می‌کشد.
تانوس در سال ۲۰۱۸ میلادی سنگ قدرت را بدست می‌آورد. او سپس خودش را به سفینه‌ای می‌رساند که مردم آزگارد را به سمت پناهگاه جدیدشان می‌برد. لوکی را کشته، تسراکت را بدست آورده، آن را شکسته و سنگ فضا را از درونش استخراج می‌کند. با رخ دادن این اتفاق، تعدادی از افرادش را به سیاره زمین می‌فرستد تا سنگ‌های زمان و ذهن را بدست آورند. خودش هم به ناکجاآباد رفته و سنگ واقعیت را از کلکسیونر می‌گیرد. در همین حین، محافظان کهکشان از راه رسیده و سعی می‌کنند مقابلش بایستند اما موفق نمی‌شوند. تایتان دیوانه سپس گامورا را اسیر گرفته و ناپدید می‌شود. آن دو سپس به ورمیر می‌روند تا تانوس بتواند در ازای جان گامورا، سنگ روح را بدست آورد.
تانوس پس از اینکه سنگ روح را تصاحب کرد، به تایتان بازگشته و در آنجا با ابرقهرمانان مختلف از جمله استیون استرنج، پیتر پارکر، تونی استارک و پیتر کوییل مواجه می‌شود. ابرقهرمانان به مبارزه پرداخته و تایتان دیوانه در آستانه شکست و از دست دادن سنگ‌های ابدیت قرار می‌گیرد که استارد لرد از سرنوشت گامورا مطلع شده و دست به اقدامی غیرمنتظره می‌زند؛ اقدامی که هوشیاری تانوس را بازمی‌گرداند. او در ادامه می‌خواهد مرد آهنی را بکشد که دکتر استرنج جانش را در ازای سنگ زمان نجات می‌دهد. تایتان دیوانه پس از بدست آوردن سنگ زمان، خود را به واکاندا تلپورت می‌کند تا سنگ ذهن را هم تصاحب کند. او به خواسته خود رسیده و نهایتا نیمی از موجودات زنده جهان هستی را در یک چشم به هم زدن از بین می‌برد.
تانوس پس از اینکه نیمی از جمعیت موجودات هستی را به صورت رندوم حذف کرد، به سیاره سرسبز گاردین رفت تا بازنشستگی‌اش را در آنجا پشت سر بگذارد. با گذشت چند روز، انتقامجویان به سراغش آمده و می‌خواهند با بدست آوردن دستکش ابدیت شرایط را به حالت قبل بازگردانند. ثور پس از اینکه متوجه می‌شود سنگ‌ها نابود شده‌اند، گردن تانوس را قطع می‌کند.
در یکی از جهان‌های موازی که اتفاقاتش در سال ۲۰۱۴ جریان دارد، تانوس متوجه می‌شود او در نهایت به هدف خود رسیده و نیمی از موجودات زنده جهان هستی را نابود می‌کند. به همین دلیل، انتقامجویان به گذشته آمده و می‌خواهند با یافتن سنگ‌های ابدیت، شرایط را به حالت عادی بازگردانند. او تصمیم می‌گیرد جلوی آن‌ها را بگیرد؛ تصمیمی که به یک نبرد عظیم در سیاره زمین منجر می‌شود.
در انتها، تانوس شکست خورده و همراه با ارتش خود به خاکستر تبدیل می‌شود.
تانوس یکی از قدرتمندترین موجودات جهان هستی بوده و شهرت نبردهایش باعث شده بود بسیاری از ساکنان ترس شدیدی از او داشته باشند. او به راحتی می‌توانست مقابل دیگر موجودات قدرتمند هستی مانند ثور و هالک ایستاده و آن‌ها را بدون چالش زیاد شکست دهد.
تایتان دیوانه قبل از اینکه دستکش ابدیت را بدست بیاورد، دارای قدرت فراانسانی، تحمل فراانسانی، سرعت فراانسانی، چابکی فراانسانی و استقامت فراانسانی بود. او همچنین به واسطه نژاد خود از قابلیت بازیابی سلامتی برخوردار بود که اجازه می‌داد زخم‌هایی که مرگبار نیستند را سریعا بهبود بخشیده و سلامتی خود را به صورت کامل بازیابد. در ضمن، افزایش سن تاثیری روی شرایط فیزیکی و سلامتی تایتان دیوانه نگذاشته و تحت هیچ شرایطی باعث مرگش نمی‌شود. این گزاره برای تمامی سلام‌های موجود در جهان هستی به جز استورم بریکر صدق می‌کند.
تانوس در کنار موارد گفته شده، مبارز ماهری در نبردهای تن به تن بوده و اطلاعات زیادی در زمینه‌های علمی دارد. او همچنین یک استراتژیست بوده و می‌تواند ارتشی عظیم رهبری کرده و در جنگ‌ها به پیروزی دست یابد؛ موضوعی که ارتباط مستقیمی با هوش بالایش دارد.
تایتان دیوانه پس از اینکه دستکش ابدیت را در دستش کرد، به نوعی می‌توان گفت به قادر مطلق تبدیل شد. به بیان دقیق‌تر، می‌توانست هر خواسته‌ای را به واقعیت تبدیل کند. او قادر بود یک سیاره را تحت کنترل خود بگیرد (نبرد در سیاره تایتان)، انرژی را جذب کرده یا کنترلش کند (تغییر مسیر موشک‌های مرد آهنی) و جان موجودات زنده را بگیرد (حذف نیمی از موجودات زنده) را بگیرد. البته موارد گفته شده تنها مواردی از کارهایی است که می‌توان با دستکش انجام داد.
اقتباس‌های سینمایی معمولا انطباق دقیقی با کمیک بوک‌ها نداشته و نویسندگان بسته به اهداف خود، تغییراتی را به وجود می‌آورند. این گزاره در قبال تانوس هم صدق می‌کند. در ابتدا می‌خواهیم به مهم‌ترین شباهت‌های نسخه سینمایی و کمیک بوکی اشاره کرده و سپس مهم‌ترین تفاوت‌ها را مورد کندوکاو قرار می‌دهیم:
این بخش تفاوت‌های نسخه سینمایی و کمیک بوکی تایتان دیوانه بررسی می‌شود:
تانوس در انتهای فاز سوم دنیای سینمایی مارول به انتهای مسیر خود رسید و بعید است دست‌اندرکاران فرنچایز برنامه‌ای برای بازگرداندن او داشته باشند. البته ممکن است در جریان فلش بک‌ها با او تجدید دیدار داشته باشیم. به این مورد باید نسخه‌های متفاوت تایتان دیوانه را اضافه کرد که ممکن است در قسمت‌های جدید سریال What If حضور داشته باشند؛ سریالی که جهان‌های موازی را مورد کندوکاو قرار می‌دهد.
مطالب مرتبط
دسترسی

source

توسط funkhabari

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *