قصه یک اقتباس بد
ساختن لایو اکشن از روی انیمیشن‌ها، از لحاظ تئوری موفق‌تر ظاهر می‌شوند اما در عمل، اینگونه نیستند. پیش بینی کردن اینکه کدام یکی از بازیگرهای موردعلاقه‌مان، قرار است نقش این شخصیت‌های کارتونی را بازی کنند، یک بحث بی‌نهایت جذاب است. به شبکه اجتماعی تیک تاک نگاهی بیاندازید. کاربران بدون وقفه از دید خودشان، برای انیمیشن‌های فراموش شده دیزنی مانند Atlantis: The Lost Empire و Hercules، بازیگر انتخاب می‌کنند. هنگامی که انیمه Cowboy Bebop به پایان راه خود رسید، هواداران شروع به دادن زدن خواسته‌های خود برای یک لایو اکشن کردند، خواسته‌هایی که برآورده نشدند. انتظارات طرفداران از لایو اکشن یک انیمیشن، بالا است و منتظر یک اثر خوب هستند ولی ممکن است، آن تبدیل به چیزی شود که مخاطبانش را می‌ترساند. مخصوصاً وقتی که بیشتر این لایو اکشن‌ها، به آثار بسیار بدی، تبدیل می‌شوند.
Cowboy Bebop نتفلیکس، به شدت هایپ شده و به شدت مورد انتظار است و دارای ویژگی‌های مثبت زیادی هم است. یک کست فوق العاده، سازنده موسیقی متن نسخه اصلی انیمه، یعنی یوکو کانو نیز موسیقی متن این لایو اکشن را ساخته است، اپیزودهای طولانی‌تر که اجازه می‌دهند تا داستان بیشتر گسترش داده شود، بودجه‌ی هنگفت برای جلوه‌های ویژه که بعضی از شبکه‌های تلویزیونی، تنها خوابش را می‌توانند ببینند. با این حال، برای رسیدن به هدفش، ناموفق عمل می‌کند.
داستان از این قرار است: دو نفر در یک سفینه فضایی به نام بیباپ، مشغول گذران عمر از طریق جایزه بگیر بودن، هستند. اسپایک اسپیگل (جان چو) که به لطف زبان دراز و مشت‌های سریعش، خودش را مهلکه نجات می‌دهد. جت بلک (مصطفی شکیر) که قبلا پلیس بوده و حال، برای به دست آوردن سریعتر وولانگ، به جایزه بگیری روی آورده است. همچنین یک مسافر به نام فی ولنتاین (دانیلا پیندا)، یک شخص جایزه بگیر که بعد از گذراندن بیشتر عمرش در یک محفظه، به خاطر ندارد چه کسی بوده است. همچنین یک سگ نژاد ولزی بسیار باهوش به نام این نیز کنار این افراد دیده می‌شود. سگی که توسط اسپایک و جت، در طی یک تعقیب و گریز شکار شده است.
این سریال، نکات مثبت کمی ندارد، پس ابتدا به آن‌ها اشاره می‌کنیم. اگرچه برداشت سریال از شخصیت‌های نسخه اورجینال، کمی تفاوت دارد، چو، شکیر و پیندا فوق العاده هستند و در کنار هم مثل دوستان قدیمی و رفقای بی‌حوصله می‌مانند. همچنین فیلم‌نامه ضعیف سریال را با بازی خوبشان پرورش می‌دهند. همچنین رنگ‌بندی‌های سریال فوق العاده و چشم نواز نیز هستند. با اینکه بیشتر موسیقی‌های سریال، کاور هستند، اما همانطور که انتظار می‌رفت محشر هستند. دکور سریال بسیار خوب است و احساس زنده بودن به شما می‌دهد، با آنکه در زمان همه گیری بیماری کرونا فیلمبرداری شده است. همه خوب به نظر می‌آیند، مصطفی شکیر به خوبی صدا و رفتار جت بلک را اجرا می‌کند، جان چو همانند خودش است، که مشکلی ندارد، و بدون شک صدای استیو بلوم غیرقابل تقلید است. همه این‌ها خوب هستند و ثابت می‌کنند که به لطف ارجاعات خوب به فرهنگ عامه، می‌توانیم مقدار لازم خوشی را از سریال دریافت کنیم. اما چیزی که هست، بدترین بخش هرچیزی، کپی تمام و کمال از نسخه اورجینال است که آن را، خراب می‌کند.
اگر Cowboy Bebop نتفلیکس، عناصر خاص خودش را داشت و یک اثر اقتباسی محسوب نمی‌شد، می‌شد آن را یک کنجکاوی نصفه نیمه در ژانر محسوب کرد که تا حدی مخاطب را سرگرم می‌کند و یک سری از داستان‌هایش را برای فصل بعدی‌اش روایت می‌کند. قانون است که مقایسه کردن جز به جز نسخه اقتباس شده با اصلی، کار احمقانه‌ای است. به خاطر اینکه هر نسخه اقتباس شده، یک سری از جزئیات را عوض و جایگزین می‌کند. اما Cowboy Bebop جزئیات مخصوص خودش را ندارد و با نسخه اصلی‌اش مقایسه خواهد شد و وقتی که شما این کار را انجام دهید، متوجه می‌شوید این لایو اکشن هیچ شانسی برای خوب بودن ندارد. اگر شما قرار است یک اثر که در فرم خاص خودش فوق العاده است را اقتباس کنید، باید تمام تلاش خود را در حفظ آن فرم خاص پیاده کنید. شما باید یک اثر خیره کننده بسازید تا یک اثر ساده و فراموش شدنی. این کار، مانند غذای فلفل دلمه‌ای و گوشت گاوی است خبری از گوشت گاو نیست! این بدین معنا نیست این سریال تماماً بد است، بلکه یک بخش بزرگ آن، واقعا بد است.
شاید این مشکل، بیشتر به خود نتفلیکس برمی‌گردد. انگار که هر اثر اورجینالی محکوم به این است که همانند دیگر آثار این شبکه باشند ( اگر دوباره یک سریال دیگر ببینید که حاوی شات‌های محو و یا زوایای دوربینش به گونه‌ای باشند که فکر کنید دارید یک اثر با سبک بصری می‌بینید، بهترین بهانه را برای راه اندازی یک حادثه بین المللی دارید!) تیم شبکه اجتماعی Cowboy Bebop که خدا خیرشان بدهد، با توییت‌هایشان شات‌های ضعیف و بد سریال را با شات‌های نسخه اصلی مقایسه می‌کنند و هیچ کمکی به سریال نمی‌کنند. شاید هم مشکل از سرویس استریم باشد که علاقه دارد فیلم‌های طولانی از سریال‌های خودش بسازد تا داستان‌هایی که هرکدامشان از یکدیگر جدا می‌باشند و در آخر، یک داستان پیوسته و کامل را تشکیل دهند. ساختن اپیزودهای یک ساعته برای داستان گویی، خودش یک قدم اشتباه است در صورتی که انیمه، برای گفتنش داستانش تنها بیست و پنج دقیقه زمان می‌خواست و همان، مخاطب را سرگرم می‌کرد. این پر کردن زمان به جای گسترش دادن داستان، سبب شده سریال خسته کننده باشد.
شاید هیچکدام از موارد گفته شده، بعضی از تماشاچیان را آزار ندهد و سریال، بتواند طرفداران خاص خودش را پیدا کند که از آن، حمایت کنند. مشکل اصلی این است که لایو اکشن فراموش کرد که چه چیزی، Cowboy Bebop را به یک اثر عالی تبدیل کرد: باحال است، استایل خاص خودش را دارد، در بعضی جاها جدی می‌شود و گاهاً خشن است. همچنین طنزی که به طور قابل ملاحظه‌ای، خشک‌تر از فیلم‌های Avengers است. در کل، یک چیز واقعا جدید بود. چیزی که به طور ساده‌ای، به آن سوی دنیا رفت و مدیوم تلویزیون را ارتقا داد. ژانرهای مختلف را با هم ترکیب کرد: اپرای فضایی، وسترن، گنگسترهای یاکوزایی و جز. همچنین به مقلدین زیادی برای ساخت انیمیشن‌های خود الهام بخشید که اگرچه، بسیاری از آن‌ها با جایگزینی‌های اشتباه خود، به فنا محکوم شدند. چیزهای زیادی هست که می‌توان به بهانه آن‌ها، این لایو اکشن را دوست داشته باشیم، اما خروجی نهایی، ما را راضی نمی‌کند. باد آورده را باد می‌برد.
همه چی رو داره لاو اکشن می‌کنه این کث.ا.فت سراغ وان پیس هم داره می‌ره خودم میرم می‌کشمش وقتی داشتم تو لیست فیلم ها میرفتم دیدم این هست سرچ کردم دیدم لایو اکشنه نزدیک بود گریه کنم میخوام هر کسی که برنامه این لایو اکشن ها رو می‌ریزه دو دستی خفه کنم نزدیکه یه روانی هم بیاد اتک آن تایتان رو لایو اکشن کنه
معمولا اقتباس ها از اورجینال انیمه یا انیمیشن ها خوب در نمیان
مخصوصا انیمه ها و اگر نتفلیکس ساخته باشه اقتباس رو که به احتمال ۹۹/۹ ٪ خوب در نمیاد😐
قصه یک اقتباس بد

source

توسط funkhabari