instagram gamefa
telegram gamefa
telegram
Google News
با اینکه Ragnar LothBrock در سریال Vikings: Valhalla حضور ندارد؛ ولی سه شخصیت محوری این سریال، با او نقاط اشتراک قابل توجهی دارند.
سریال Vikings را می‌توان یکی از پرطرفدارترین سریال‌های دهه اخیر دانست. این سریال که توسط مایکل هرست (Micheal Hirst) خلق شده است؛ روایتگر اولین سال‌های عصر وایکینگ‌ها است.
فصل اول این سریال با حمله Lindisfarne آغاز می‌شود. در فصول ابتدایی این سریال حول محور جنگجوی افسانه‌ای نورس یعنی Ragnar پیش می‌رود و سفرها و نبردهای او را همراه با دوست نزدیکش Floki و برادر واقعی‌اش یعنی Rollo روایت می‌کند.
هر چند که با پیشروزی سریال به آرامی کانون توجه داستن، از Ragnar کاسته شده و به سمت پسران او منتقل می‌شود. فصل اول سریال Vikings در سال 2013 در شبکه History منتشر شد و پس از شش فصل در سال 2020 به پایان رسید.
سریال Vikings: Valhalla، دنباله‌ی سریال Vikings است و اتفاقات آن حدود صد از سال پس از اتفاقات سریال اصلی دنبال می‌شود. با وجود اختلاف زمانی بسیار بین خطوط داستانی این دو سریال، اقدامات و رفتارهای Ragnar و فرزندانش به طور مستقیم بر اتفاقات Vikings: Valhalla تأثیر می‌گذارد.
داستان این سریال بعد از مرگ پادشاه ادوارد آغاز می‌شود؛ در زمانی که سه لرد برای تصرف سلطنت انگلستان سروع به رقابت با یکدیگر می‌کنند. یکی از این لردها Harald Sigurdsson با بازی لئو ستور (Leo Suter) است. در همین زمان Leif Erikson با بازی سم کورلت (Sam Corlett) در حال هدایت و رهبری گرینلندی‌ها به سوی آتلانتیک شمالی است.
خواهر او Freydis با بازی فریدا گوستاوسون (Frida Gustavsson)، پس از یک اتفاق تلخ که توسط وایکینگ‌های مسیحی رقم می‌خورد؛ رهبری مردمانی که به آیین قدیمی خود پایبندند را به عهده می‌گیرد و با گسترش مسیحیت در اسکاندیناوی شروع به مقابله می‌کند و به دنبال خانه‌ای جدید برای مردمان خود می‌گردد.
به علت اختلاف زمانی صد ساله با وقایع سریال اصلی، هیچ‌کدام از شخصیت‌های سریال Vikings در این سریال حضور نخواهند داشت؛ ولی سه شخصیت اصلی مورد بحث، شباهت‌های غیرقابل انکاری با رگنار بزرگ دارند.
جب استوارت (Jeb Stuart)، خالق سریال Vikings: Valhalla در مورد این سه شخصیت می‌گوید: ” Leif جستوگر است، Freydis پاگان است و هارالد جنگجوست.” Leif Erikson فرزند Erik The Red است. او به عنوان بهترین کاوشگر نورس شناخته می‌شود؛ گفته می‌شود که او قبل از سایر اروپایی‌ها، قدم به آمریکای شمالی نهاده است.
افسانه‌های ایسلندی می‌گویند که او پس از رسیدن به Vinland (منطقه‌ای ساحلی در آمریکای شمالی)، یک اقامتگاه نورس (وابسته به مردم اسکاندیناوی) ایجاد کرد. هر چند که در رابطه با نحوه‌ی رسیدن او به Vinland، در افسانه‌ نقاط اختلافی وجود دارد. در حماسه‌ی Erik The Red، گفته می‌شود که او در راه گرینلند بود؛ ولی از مسیر خود منحرف شد و به Vinland رسید. او قبل از سفر مسیحی شده بود و به دنبال رساندن پیام دین مسیحیت به گرینلندی‌ها، به وسیله‌ی این سفر بود.
در حماسه‌ی Greenlanders اشاره می‌شود که Leif کاشف آمریکا نبود؛ بلکه این Bjarni Herjolfsson بود که هنگام عزیمت به گرینلند، کشتی‌اش منحرف شد و به قاره آمریکا رسید. هر چند Bjarni در آمریکا نماند و برگشت. بعد از این رویدادها، Leif کشتی او را خرید و خدمه‌ای جمع‌آوری کرد. سپس به سمت سرزمینی که مختصات آن توسط Bjarni توصیف شده بود؛ حرکت کرد.
رگنار نیز یک کاوشگر و ماجراجوی تمام عیار بود.وقایع داستانی سریال Vikings نیز به شدت از برنامه‌های او برای سفر به سرزمین‌های غربی، تأثیر پذیرفت. متأسفانه او در نهایت موفق به این کار نشد؛ ولی پسر او Ubbe توانست آرزوی پدرش را محقق کند و به قاره آمریکا گام گذارد.
Freydis، دختر Erik The Red و از اولین کسانی است که Vinland را کلونیزه کرد. همانند برادرش Leif، از او در افسانه‌های حماسی Greenlanders و Erik The Red یاد شده است. هر چند که هر کدام از این افسانه‌ها روایات تقریباً متفاوتی را ارائه می‌دهند.
گرچه در هردو افسانه از او به عنوان زنی قوی و مستقل، با درایت و شجاعت زیاد یاد شده است. در افسانه Greenlanders آمده است که او با دو مرد ایسلندی به نام‌های Helgi و Finnbogi، قرار می‌گذارد که بر طبق آن، آن‌ها با هم به Vinland رفته و تمام سود و اموال حاصله را تقسیم کنند. هنگامی که Freydis به Vinland می‌رسد؛ در ابتدا با برادران ایسلندی به مشکل بر می‌خورد، ولی بعد از مدتی آن‌ها اختلافات را کنار می‌گذارند و به صلح می‌رسند.
اما هنگامی که به نزد شوهر خود باز می‌گردد؛ به او می‌گوید که توسط این دو ایسلندی، مورد ضرب و جرح قرار گرفته و از او می‌خواهد که انتقامش را از ایسلندی‌ها بگیرد.
شوهر Freydis نیز با شنیدن این خبر خشمگین می‌گردد و دو برادر ایسلندی را هنگامی که در کمپ خود خوابیده بودند، به قتل می‌رساند. در کمپ ایسلندی‌ها زنی بود که شوهر Freydis از کشتن او امتناع کرد. گرچه Freydis از جان این زن نگذشت و شخصاً او را به قتل رساند.این مسئله باعث بدنامی خانواده آن‌ها شد و Leif برای بازماندگان و نوادگان او، آینده‌ای نه چندان مثبت را پیش‌بینی کرد.
افسانه دوم، از Freydis به عنوان زنی بسیار جنگجو و نترس یاد می‌کند. او علی‌رغم اینکه در این افسانه حامله است؛ به میدان نبرد می‌رود و با دشمنان مبارزه می‌کند. ظاهراً سریال Vikings: Valhalla بیشتر بر جنبه‌ی پاگان Freydis مانور می‌دهد تا جنبه‌ی منفی و تاریک او.
شروع داستان Freydis در این سریال از جایی آغاز می‌شود که او توسط چند وایکینگ مسیحی مورد اذیت و آزار قرار می‌گیرد. این مسئله منجر به پیدایش افکار ضد مسیحیت در او می‌شود و او به دفاع از آیین قدیمی مردم خود در برابر مسیحیت می‌پردازد.
رگنار نیز در نقاطی از داستان سریال Vikings به شک و تردید افتاده بود و تا مرز قبول کردن دین مسیحیت نیز رفته بود؛ ولی در نهایت به آیین خود پایبند ماند.
Harald Sigurdsson از سال 1044 تا 1066میلادی پادشاه نروژ بود. او همچنین تا سال 1064 بر دانمارک و در سال 1066 بر انگلیس نیز حکم راند. در سن 15 سالگی او و برادر ناتنی‌اش Olaf Haraldsson، شانه به شانه یکدیگر در نبرد Stiklestad مبارزه کردند. هر چند که در نهایت از نیروهای وفادار به پادشاه Cnut شکست خوردند.
بعد از این اتفاق Harald به Kyvian Rus تبعید شد. او در آنجا به خدمت ارتش شاهزاده Yaroslav در آمد و پس از مدتی رهبری گاردهای وارانجیان (گروهی از مردم اسکاندیناوی) ارتش روم شرقی را بر عهده گرفت. سال‌ها بعد او به همراه برادر زاده‌اش رهبری نروژ را بر عهنده گرفت. یک سال بعد و با درگذشت Magnus برادرزاده‌ی Harald او به تنها حکمران نروژ تبدیل شد.
Harald ارتش خود را در برابر پادشاه انگلستان Harold Goodwinson، در نبرد پل Stamford رهبری کرد. او در این نبرد توفیقی حاصل نکرد و از Goodwinson شکست خورد.
شکست Harald و مرگ او، پایان عصر وایکینگ‌ها را رقم زد. البته که رگنار نیز جنگجویی نترس بود؛ تا جایی که گاهاً خود را وارد نبردهایی می‌کرد که شاید قابل اجتناب بودند و رخ ندادنشان مشکلات کمتری ایجاد می‌کرد؛ ولی با قطعیت می‌توان گفت که از دید مهارت‌های رزمی و جنگی، او به خوبی از پس به دوش کشیدن میراث سنگین رگنار، بر می‌آید.
با اینکه رگنار، مدت‌ها است که از میان رفته است؛ به عنوان فردی که در فصول اولیه وایکینگ‌ها را رهبری می‌کرد، تأثیر اقداماتش همچنان حس می‌شود. او همچنین کسی است که هویت یک جنگجوی وایکینگ‌ را در جهان سریال Vikings، بر اساس شخصیت او تعریف می‌کنند. بنابرین اصلاٌ عجیب نیست که ویژگی‌های شخصیتی مهم رگنار در کاراکترهای اصلیاین سریال نیز مشاهده شود.
اما این شباهت‌ها اصلاً دلیلی بر این نمی‌شود که Leif ،Freydis و Harald را کپی‌های رگنار در سریال جدید بدانیم. به عنوان یک کاوشگر، Leif به دنبال چیزی می‌رود که رگنار همیشه آرزوی آن را داشت؛ هرچند که هیچ‌وقت به آن نرسید. البته که انگیزه‌های Leif بسیار متفاوت خواهد بود.
Freydis، همانند رگنار یک پاگان است؛ ولی به عنوان رهبر وایکینگ‌های ضد دین مسیحیت؛ باورهای او قوی‌تر و دلایل او برای مقابله با مسیحیت، تراژیک‌تر و پیچیده‌تر هستند.
Harald درست مثل رگنار یک جنگجو است؛ اما نبردهای او بسیار بزرگتر هستند و چیزهای بسیار بیشتری برای برنده‌شدن و همین‌طور از دست دادن برای او وجود دارد.
Vikings: Valhall راه‌های بسیار خوبی برای زنده نگاه داشتن یاد رگنار دارد؛ بدون اینکه نیازی به حضور مستقیم شخصیت او در سریال وجود داشته باشد. این چیزی است که این سریال و شخصیت‌های آن را بسیار جذاب می‌کند.
منبع: اسکرین رنت
برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
کلا میخان هر کدومشون رگناری بشه😂😂
گفتن سه تا شخصیت شبیه درست کنیم
امیدواریم‌ یه نفر بتونه مثل رگنار دوباره اون نقشو بازی کنه
بعد از راگنار دیگه سریال وایکینگز جذابیتی برام نداشت و از دو سه قسمت بعد هم دیگه اصلا نگاه نکردم.
دوباره پروفایل نصف مردم ایران جور شد😂
تمام حقوق این سایت متعلق به گیمفا می باشد.
Copyright© 2022 Gamefa All Rights Reserved

source

توسط funkhabari