از بوردگیم‌ها و سینما تا خلق مجموعه بازی‌های Deus Ex
با اینکه اگر در دنیای کنونی کسی نام اسپکتور را بیاورد شما بدون شک به یاد کارکتر مارک اسپکتور از داستان مون نایت می‌افتید اما باید بگویم امروز قصد دارم درمورد اسپکتور دیگری برای شما بگویم که از کارکتری که در دنیای مون نایت دیدید، فاصله‌ای بسیار دارد. به عبارت بهتر کاملا حقیقی است و سرنوشتش برای هدایت او به جهان ویدئوگیم کم از ماجراجویی‌ها و اتفاقات شوالیه ماه ندارد. در جدیدترین قسمت از سری مقالات از یاد رفتگان به سراغ دیگر طراح بازی قدیمی دنیای ویدئوگیم، وارن اسپکتور، رفتیم. در ادامه با ویجیاتو همراه باشید تا ببینیم آیا او را در آینده‌ای نه چندان دور می‌بینیم یا نه؟
وارن ایوان اسپکتور، معروف به وارن اسپکتور را می‌توانیم از فعالان قدیمی دنیای ویدئوگیم بدانیم. او در تاریخ دوم اکتبر سال ۱۹۵۵ در آمریکا متولد شد. وارن در شهر منهتن بزرگ شد. او گاها درمورد منهتن و دوران کودکیش که در آنجا سر کرده صحبت می‌کند. توصیف‌های او خیلی هم مثبت نیستند و به هرحال این به شرایط زندگی او نیز ربط دارد. اسپکتور کوچک تقریبا به همه چیز علاقه نشان می‌داد و حتی زمانی که او در کلاس ششم بود مطالعات زیادی روی  قوانین داشت. با گذشت زمان و ۱۳ ساله شدن وارن، او به نقد و بررسی فیلم‌ها علاقه‌مند شد و در همان سن و دوران دبیرستان شروع به این کار کرد. اما این آخرین قدم او نبود. وارن اسپکتور کمی بعدتر عاشق ماشین‌ها و بسکتبال شد. تا به اینجا هیچ خبری از فعالیت او در زمینه ویدئوگیم وجود نداشت. اما پس از تمامی این اتفاقات شخصی در کنار او قرار گرفت که سبب شد تا پای اون به دنیای بازی‌های ویدئویی باز شود. وارن با گرگ کاستیکیان (Greg Costikyan) در دبیرستان آشنا شد. گرگ از طراحان بازی ویدئویی بود و همین مسئله وارن را به سمت طراحی و به‌طور کلی بازی‌های ویدئویی کشاند. اسپکتور با اینکه با زمینه‌های کاری جدیدی آشنا شده بود اما همچنان به مسیر منتقد فیلم بودنش ادامه داد. اما ادامه کارش را در دانشگاه خصوصی نورث وسترن (NorthWestern) ایلینویز ادامه داد.
وارن اسپکتور معتقد بود که درباره فیلم‌ها بیشتر از اساتید و معلمانش می‌داند. در ادامه او مدرک کارشناسی‌ش را در رشته ارتباطات از این دانشگاه در سال ۱۹۸۰ دریافت نمود و مقطع ارشدش هم در رشته رادیو تلویزین فیلم در دانشگاه تگزاس آستین گذارند. موضوع پایان‌نامه او در دوره ارشد نقدی بر تاریخ کارتون‌های وارنر برادرز بود. اسپکتور طی دوران تحصیلش چندین کلاس را در زمینه تاریخ، نظریه و نقد و بررسی فیلم برای دانشجویان دوره کارشناسی برگزار کرد.
حضور او در دنیای رسانه و دوستی با کسی که طراح بازی ویدئویی بود به مرور او را درگیر دنیای ویدئوگیم می‌کرد. اسپکتور در زمان تحصیلش از تجربه بازی‌های ویدئویی نهایت لذت را می‌برد. تجربه بازی ویدئویی سرگرمی شماره یک او شده بود و حتی خودش در این مورد عنوان کرد که بیشتر بازی‌های اوالون هیل و متا گیمینگ را تجربه می‌کرده. از بازی‌های ساخته شده توسط متاگیمینگ که وارن علاقه زیادی به آن‌ها دارد می‌توانیم به سری‌های OGRE و G.E.V اشاره داشته باشیم. هردو بازی یاد شده و به‌طور کلی بازی‌های هردو کمپانی محبوب وارن، بوردگیم بودند. کمی بعدتر وی با نویسنده علمی تخیلی دیگری آشنا شد که در شرکت D&D، یا بهتر بگوییم Dungeons & Dragons، آشنا شد. تجربه بازی این نویسنده جدید و نتیجه آشنایی آن‌ها آنقدر برای وارن اسپکتور جالب بود که کاملا توانست او را تحت تاثیر قرار دهد.
این جزئیات که تکه تکه اما تاثیرگذار به وارن اسپکتور رسیده بودند، سبب شدند تا او دیگر دل را به دریا بزند و در یک زمینه تخصصی شروع به کار کند. البته همانند مسیری که تا به این بخش از زندگی‌ش تجربه کرده بود، شروع به کارش در دنیای ویدئوگیم نیز آنچنان شبیه به دیگر بزرگان دنیای بازی‌های ویدئویی نبود. وارن کارش را با بوردگیم‌ها و کمپانی‌های سازنده آن‌ها آغاز کرد.  در سال ۱۹۸۳ و پس از فعالیت او در هری رنسوم سنتر به عنوان آرشیویست دیوید او سیلزنیک (David O. Selznick) وارن ایوان تماسی از کریس فرانک دریافت کرد. او در این تماس گفت مجله اسپیس گیمر به یک ادیتور جدید نیاز دارد و همین کار، کلید اولین فعالیت گیمینگ او را زد. زمان زیادی طول نکشید که اسپکتور به سر دبیری کمپانی استیو جکسون گیمز رسید. این کمپانی در حقیقت مالک مجله‌ای بود که وارن در آن مشغول به کار بود. به مرور پای او به ساخت بازی‌های رول پلینگ باز شد و از طراحی گرافیکی و بصری گرفته تا تنظیمات نوشتاری در فرآیند ساخت آن‌ها مشغول به کار شد. گرگ دوست دوران دبیرستان او یک سال پس از ورود وارن به دنیای ویدئوگیم، عنوانی به نام Toon را ساخت. این بازی با ایده اولیه‌ای که از سوی جف دی مطرح شده بود شکل گرفت اما بعدتر و زمانی که گرگ آن را با ایوان به اشتراک گذاشت او تصمیم گرفت تا تغییراتی به این بازی بدهد.
در حقیقت وارن ایوان اسپکتور با تغییراتش المان‌های نقش‌آفرینی بازی را به مراتب قوی‌تر و پررنگ‌تر کرد. درنهایت بازی Toon که ایده اولیه آن مربوط به وارن اسپکتور نبود، اما با تغییرات او، به عنوان اولین بازی رول پلینگ کمپانی استیو جکسون گیمز عرضه شد. پس از این اسپکتور مطمئن شد که حالا وقتش شده تا با همکاری آلن وارنی، نویسنده و طراح بازی آمریکایی، داستانی به سبک پارانویا، که سبکی از بازی‌های برد گیم است، را بسازد و با نام Send in the Clones عرضه کند. او این عنوان را در سال ۱۹۸۵ منتشر نمود. روند کار او در کمپانی یاد شده ادامه داشت تا اینکه در ادامه او به استودیو اوریجن پیوست. استودیویی که او به عنوان همکار تهیه کننده بازی Ultima VI و Wing Commander و تهیه کننده عناوینی چون Ultima Underworld و یا System Shock کارش را آغاز کرد و ادامه داد. کمی بعدتر وارن ایوان اسپکتور به مدیریت استودیو دیگری به نام لوکینگ گلس آستین درآمد روی عناوینی چون Thief: The Dark Project کار کرد. به دلیل درگیری‌های مختلف وارن پیش از انتشار نهایی Thief: The Dark Project از لوکینگ گلس جدا شد و به آیون استورم (Ion Storm) پیوست.
زمانی که وارن اسپکتور در سال ۱۹۹۶ کار جدیدش را آغاز کرد، از او خواسته شد تا بدون خلاقیت‌های عجیب و غریب و بودجه سنگین پروژه رویایی خودش را بسازد. با اینکه این پیشنهادی عجیب بود و خود اسپکتور هم در لحظه نتوانست پاسخ مناسبی به آن بدهد، اما در نهایت او این پیشنهاد را پذیرفت. خروجی این پروژه تبدیل شد به یکی از بهترین بازی اکشن – نقش‌آفرینی دنیای ویدئوگیم تبدیل شد. این بازی ویدئویی همان Deus Ex که توانست برنده بهترین بازی اکشن – نقش‌آفرینی هم بشود. وارن به ساخت بازی‌های مختلف همچنان ادامه داد تا اینکه تصمیم گرفت تا توسعه نسخه جدید Deus Ex را به کارگردان جدیدی بسپارد و در سال ۲۰۰۴ آیون استورم را هم ترک کند. زمانی که از او دلیل این کار را پرسیدند در جواب گفت:
می‌خواهم به سراغ منافع، کارها و رویاهای خودم بروم.
آیون استورم یک سال پس از جدایی وارن اسپکتور، یعنی در سال ۲۰۰۵، توسط ایدوس اینتراکتیو تعطیل شد.
بعد از جدایی از آیون استورم، وارن اسپکتور به دیزنی رفت. او در دیزنی استودیو خودش را با نام جانکشن پوینت استودیوز (Junction Point Studios) که به اختصار JPS نیز خوانده می‌شد تاسیس کرد. وارن قرار بود در این استودیو ایپزود جدیدی برای بازی Half-Life 2 بسازد که از سوی کمپانی ولو ساخت آن لغو شد. با لغو این پروژه چالشی برای این استودیو تازه تاسیس ایجاد شد اما به هرحال وارن دست از کار نکشید و پس از کلی تلاش بالاخره اولین همکاری او با دیزنی و استفاده از شخصیت‌های آن در فرآیند ساخت بازی Epic Mickey شکل گرفت. این بازی در سال ۲۰۱۰ منتشر شد و سه سال پس از آن یعنی در سال ۲۰۱۳ اعلام شد که وارن پس از بسته شدن استودیو JPS دیزنی را ترک کرده است. بعد از جدایی از دیزنی او به دانشگاه تگزاس رفت تا در زمینه بازی‌های ویدئویی تحقیقات و فعالیتش را ادامه دهد و در این مسیر گام‌هایی برداشت.
در نهایت ایستگاه بعدی وارن استودیو آدر ساید اینترتیمنت بود. استودیویی تازه تاسیس که عمر زیادی نداشت اما بیشتر نیروهای آن از اعضا سابق تیم توسعه‌ استودیو لوکینگ گلس بودند. با اعلام رسمی وارن اسپکتور، او در سال ۲۰۱۶ راهی این استودیو شد و با همکاران سابقش مشغول ساخت عناوین مختلفی شد که تقریبا تمامی آن‌ها ریشه در آثار قدیمی که آن‌ها ساختند داشتند. آخرین بازی این استودیو با نام System Shock 3 بوده که هنوز در دست توسعه است و منتشر نشده. به گفته وارن اسپکتور و پاول نئوراث آن‌ها سعی کردند تا فلسفه‌ای که در ساخت عناوین محبوب و موفقشان چون System Shock و یا Deus Ex داشته باشند را دنبال و به کار بگیرند تا همه چیز به بهترین شکل پیش برود. اینکه آن‌ها در این امر تا به امروز موفق بودند یا نه، مسئله‌ای است که کماکان کمی جلوتر خودتان متوجه آن خواهید شد. وارن در سال ۲۰۱۶ برنده جایزه افتخاری در فستیوال Fun & Serious Game شد.
نام وارن اسپکتور را می‌توانیم معادل با رول پلینگ یا بهتر بگوییم، نقش‌آفرینی بدانیم. البته ناگفته نماند که المان‌های نقش‌آفرینی در بیشتر مواقع با داستانی ویژه و معمولا علمی تخیلی در هم تنیده و به یک شاهکار فراموش‌نشدنی تبدیل می‌شود. مسیر حرکت وارن تا زمانی که به جایگاه یک بازی‌ساز رسیده از بخش‌های مختلفی عبور داشته. وقتی آثاری که اسپکتور نقش زیادی در ساختشان داشته را تجربه کنید به وضوح می‌توانید سررشته‌هایی از هرکدام از مسیرهایی که او تا رسیدن به آن نقطه طی کرده را ببینید و لمس کنید. در ادامه با خلق تعریف جدیدی تحت عنوان ایمرسیو سیم (Immersive-sim)، بازی‌هایی مثل Thief، Deus Ex، System Shock و … موج جدیدی در بازی‌های اوایل دهه ۲۰۰۰ راه انداختند و بعدا استودیوهایی مثل آرکین با مجموعه بازی‌های Dishonored و Prey، راه آن را ادامه دادند.
اسپکتور شخصیتی کنجکاو دارد و سعی کرده تا همواره این حس کنجکاوی را به نوعی در آثارش هم نشان دهد. او کارش را با سینما و نقد فیلم شروع کرده و تحصیلاتش هم در زمینه‌ای مشابه گذرانده. علاوه‌براین به محتویات علمی – تخیلی بسیار علاقه‌ داشته و داستان هم همیشه از اهمیت بسیاری برایش برخوردار بوده. بنابراین تمامی این جزئیات را با چاشنی رول پلینگی که خودش میزان و شیوه استفاده از آن را می‌داند ترکیب و در آثارش قرار داده است. و البته که تنها این موارد را در بازی‌های ویدئویی ندیدیم و در بوردگیم‌هایی هم که او در ساخت آن‌ها دخیل بوده به وضوح دیده می‌شوند. نقطه اوج تمامی جزئیاتی که بالاتر به آن‌ها اشاره داشتیم را می‌توانیم کنار هم و به وضوح در بازی Deus Ex بینیم.
به‌طور کلی وارن اسپکتور از کارگردانان فعال دنیای ویدئوگیم به حساب می‌آید. با اینکه در بازه زمانی مشخصی هیچ اثر مشخصی از او ندیدیم، اما در زمینه بازی‌های ویدئویی از او آثار بسیار زیادی وجود دارد و در دنیای بوردگیم نیز فعالیت‌هایی داشته است. حتی او با همکاری ریچارد ماروین یک رمان هم نوشت و در زمینه کامیک و کتاب‌های بازی هم ورود کرد. ناگفته نماند که وارن همکاریی هم با همسرش در زمینه ساخت Marvel Super Heroes داشته. در زیر تمامی آثاری که وارن ایوان اسپکتور به صورت رسمی و موثر در آن حضور داشته را می‌توانید مطالعه کنید.
بازی‌های ویدئویی

Ultima VI: The False Prophet – ۱۹۹۰ – نویسنده / تهیه کننده
Wing Commander – ۱۹۹۰ – تهیه کننده
Wing Commander: The Secret Missions – ۱۹۹۰ – تهیه کننده
Bad Blood – ۱۹۹۰ – تهیه کننده
Ultima: Worlds of Adventure 2: Martian Dreams – ۱۹۹۱ – تهیه کننده
Ultima Underworld: The Stygian Abyss – ۱۹۹۲ – تهیه کننده
Ultima Underworld II: Labyrinth of Worlds – ۱۹۹۳ – تهیه کننده
Ultima VII Part Two: Serpent Isle – ۱۹۹۳ – تهیه کننده
Ultima VII Part Two: The Silver Seed – ۱۹۹۳ – تهیه کننده
Wing Commander: Privateer – Righteous Fire – ۱۹۹۴ – تهیه کننده
System Shock – ۱۹۹۴ – تهیه کننده
Wings of Glory – ۱۹۹۵ – تهیه کننده
CyberMage: Darklight Awakening – ۱۹۹۵ – تهیه کننده
Crusader: No Remorse – ۱۹۹۵ – تهیه کننده
Deus Ex – ۲۰۰۰ – کارگردان / تهیه کننده
Epic Mickey – ۲۰۱۰ – کارگردان خلاق
Epic Mickey 2: The Power of Two – ۲۰۱۲ – کارگردان
Underworld Ascendant – ۲۰۱۸ – مشاور خلاق
System Shock 3 – هنوز منتشر نشده

رول پلینگ‌ها

Toon – ۱۹۸۴
Bullwinkle and Rocky Role-Playing Party Game – ۱۹۸۸
Uncanny X-Men – ۱۹۹۰

رمان

Double Agent: Royal Pain/The Hollow Earth Affair

کامیک

DuckTales- Boom! Studios – ۲۰۱۱

کتاب

One Thing After Another- Puffin Books

همان‌طور که در بخش قبل هم اشاره‌ای کوتاه داشتیم، وارن اسپکتور صرفا در زمینه بازی‌های ویدئویی دخیل نبوده و در زمینه‌های مختلفی فعالیت داشته است. اما اگر بخواهیم صرفا بازی‌های ویدئویی را به عنوان آخرین عملکرد او مورد بررسی قرار دهیم باید بگوییم، چهار سال پیش بود که آخرین عنوانی که وارن در فرآیند ساخت آن دخیل بود منتشر شد. بازی Underworld Ascendant در سال ۲۰۱۸ با استفاده از موتور گرافیکی یونیتی ساخته شد و برای پلتفرم‌های ایکس باکس وان، پلی استیشن 4 و پلتفرم رایانه‌های شخصی برای ویندوز، مک و لینوکس در دسترس قرار گرفت.
این بازی به صورت تک نفره در جریان بود. همچنین باید بگوییم بازی یاد شده عضوی از فرانچایز قدیمی Ultima به حساب می‌آید. با اینکه نقدهایی هم برای این بازی وجود دارند که امتیاز ۱۰ از ۱۰ را به آن دادند، اما باید بگوییم متاسفانه Underworld Ascendant نتوانست امتیاز خوبی از منتقدین و همچنین بازیکنان دریافت کند. امتیاز متا این عنوان ۳۷ شد و گیمرها هم امتیاز ۲.۳ را به آن دادند. کسب چنین نمراتی نگرانی‌های بسیار زیادی را برای هواداران اسپکتور ایجاد کرد. به هرحال برای جمع‌بندی این بخش باید بگوییم، آخرین اثر وارن Underworld Ascendant بود که شکستی بزرگ برای او و تیم توسعه‌دهنده آن، آدرساید اینترتیمنت، به حساب می‌آید.
وارن اسپکتور قرار است با عنوان جدید System Shock 3 که البته هنوز تاریخ انتشار آن مشخص نیست بازگردد. اینکه چقدر این بازی می‌تواند درخشان و شایسته باشد هنوز مشخص نیست. هنوز هم بخش قابل توجهی از جزئیات بازی در حد شایعات باقی مانده و خبری از تایید یا رد آن‌ها وجود ندارد. بنابراین خیلی نمی‌توانیم درمورد آن صحبت کنیم. اما همین که وارن ایوان اسپکتور پس از گذشت این همه سال هنوز هم به فکر ساخت بازی‌های جدید است امیدی بزرگ برای تمامی گیمرها به حساب می‌آید. هرچند که کیفیت آثار جدید هم نقش مهمی ایفا می‌کنند، اما ضعف‌ها را می‌توان با کمی انتقاد به سمت بهبود هدایت کرد. امیدواریم بازی جدید این طراح و کارگردان بازی آنقدر بزرگ باشد که آن را حداقل به عنوان نامزد بهترین بازی‌های سال در رویداد گیم اواردز سال انتشارش ببینیم.
مقاله فوق العاده بود آقای چوبین خسته نباشید❤️
از اون دست مقاله ها بود که حرفی باقی نمیزارن که بخوای کامنت بدی و مطلبی رو اضافه کنی :‌) 👌
بازی های ایمرسیو سیم پتانسیل زیادی دارن ولی یه سری مشکلات دارن و معمولا با استقبال چندان خوبی مواجه نمیشن. deus ex شاید کلن ۵۰۰۰۰۰ تا نسخه فروخت. thief:the dark project و system shock 2 تو سال های اول کمتر از ۵۰۰۰۰ نسخه فروختند. بازی های جدید تر مثل deus ex های جدید تر و dishonored و Prey با اینکه وضع بهتری دارن ولی اونقدرا هم فروش خوبی ندارن. بازی های ایمرسیو سیم مسیر ها و پلی استایل های مختلف فراهم میکنن که باعث میشه در مقایسه با بازی که روی یک ژانر معین متمرکزه ضعیف تر عمل کنن. در مقابل بازی هایی که هسته ایمرسیو سیم ندارن ولی بعضی از المان های این ژانر رو بهبود میدن و استفاده میکنن مثل Hitman ,
shadow of war بهتر عمل میکنن.
تشکر از آقای چوبین بابت مقاله ❤️
از مقاله های از یاد رفتگان خوشم میاد ، چون که با ویدیو گیم و سازنده های بازی ها بیشتر آشنا میشم
مقاله بعدی: “آقای چوبین کجاست و آیا از یاد رفتگان فراموش شده؟”
جدای شوخی، دیر به دیر چنین مقالاتی مینویسید، یکم روندش رو تسریع ببخشید (:
عزیز دردانه خدایان ازگارد و عوالم ۹گانه
بتمن نئو نوآر؟

source

توسط funkhabari