عزیز دردانه خدایان ازگارد و عوالم ۹گانه
اودین (Odin) و فریگ (Frigg) به جز ثور (Thor) دو پسر دیگر داشتند که دوقلو بودند. یکی از آنها هودور (Hodur) نابینا، خدای تاریکی و گناه بود، اما بردارش بالدر (Baldr) خدای نور و زیبایی بود و هر موجودی چشمش به او می‌افتاد، به دلیل نور طلایی رنگی که از او ساطع می‌شد فوراً به او علاقه پیدا می‌کرد. خدایان آسیر (Aesir) او را مظهر پاکی و بی‌گناهی می‌دانستند. بالدر با سرعت بزرگ شد و فوراً به سِمَت مشاور خدایان رسید و ثمره ازدواجش با انسانی زیبا به نام نانا (Nanna)، نیمه‌خدایی به نام فورسِتی (Forseti) بود که خدایان او را نیز بسیار دوست داشتند.
قدرت خدای نور اساطیر نورس در تسلطی بود که بر طلسم‌ها و وردهای جادویی (Runes) داشت که از بدو تولد با جادوی اودین بر روی زبانش حک شده بودند.
نام بالدر در فرهنگ لغت نوردیک از کلمه بال (bál) به معنای آتش (اشاره به نام هیولای آتشین ارباب حلقه‌ها، بالروگ) ریشه گرفته و سپس در زبان‌های لاتین به شکل مشابهی به کلمه بولد (bold) به معنای جسور و شجاع مورد استفاده واقع شده است؛ اما مشابه تمام خدایان نورس که هیچ یک مظهر کمال نبوده و مانند انسان‌ها و مخلوقاتشان رذایل اخلاقی نیز داشتند، در داستان‌های مختلفی که بالدر در آن حضور یافته می‌بینیم که او به شکلی که نام و لقبش نشان می‌دهد سراسر پاک و معصوم نیست.
مهم‌ترین داستان اساطیری که بالدر در آن حضور یافته است داستان مرگ اوست؛ که مشابه داستان‌های اساطیری تمدن‌های دیگر، به نوعی مقابله نور (بالدر) با تاریکی (هودور) است که ناخواسته و با نقشه لوکی کشته می‌شود. مرگ بالدر در میان خدایان به معنای از بین رفتن روشنایی (که مهم‌ترین و ارزش‌مندترین عنصر اساطیری نورس؛ به دلیل ضعیف بودن نور خورشید در مناطق اروپای شمالی و نقش آن در رشد گیاهان و ایجاد گرما، محسوب می‌شود) بود و خدایان می‌دانستند که پایان دنیا وقتی آغاز خواهد شد که نور از بین برود و تاریکی و سرما همه جا را فرا گیرد، بنابراین برای بازگرداندن خدای عزیزشان دست به کار می‌شوند.
نکته مهم در رابطه با داستان درخشان بالدر و تلاش راویان مسیحی اساطیر نورس این است که آنها شخصیت بالدر را به نوعی تغییر داده‌اند که خدایی مظلوم به نظر برسد اما طبق ریشه نامش که به او صفت‌هایی نظیر جنگجویی و قهرمانی نسبت می‌دهد، می‌توان حدس زد که بالدر در داستان مرگش نقشی کاملاً منفعل و قربانی نداشته است. بالدر را به نوعی یک فرمانده جنگی می‌شناسند که نام بسیاری از سلاح‌های جنگی مردمان نورس از نام او برگرفته شده است که به طور کلی نشان می‌دهد در داستانهای از دست رفته اساطیر نورس او به نوعی مشابه برادرش ثور، خوی جنگجویی دارد و شاید مرگش توسط برادر اتفاقی نبوده و بین او و برادر دوقلویش کینه‌ای دیرین نهفته بوده است.
با وجود اطلاعات کمی که از حقیقت شخصیت بالدر و داستان‌هایش وجود دارد،‌ او به عنوان فرزند اودین، یکی از محبوب‌ترین خدایان در میان مردمان نورس محسوب می‌شود چرا که نماد تابستان و نور گرمابخش خورشید پس از زمستان‌های سخت و طولانی در مناطق شمالی اروپا بود که مردم با رسیدنش جشن‌های مختلفی را در پرستش بالدر برگزار می‌کردند.
نام فورسِتی فرزند بالدر، به ندرت در اساطیر نورس ذکر شده است. نقش فورستی نیز مانند بسیاری از خدایان نورس، قضاوت و برقراری عدالت در میدگارد (Midgard)، در میان انسان‌ها بود. فورستی موجود نیمه‌خدا بود چرا که از سمت پدر به خدایان ازگارد و از سمت مادر به انسان‌ها تعلق داشت. نقش فورستی در حفظ عدالت برخلاف نقش تیِر (Tyr) است، چرا که تیِر بر اساس قضاوت و تنبیه، به برقراری عدالت می‌پرداخت اما فورستی برای از بین بردن دشمنی و بی‌عدالتی سعی داشت که با پادرمیانی، صلح و دوستی مشکلات انسان‌ها را حل و فصل کند. نام فورستی در زبان نورس باستان به معنای “هر آنچه که می‌درخشد” است که به تالار زرین او در میدگارد که به شکل نگینی در آن می‌درخشید نیز اشاره دارد.
فورستی مانند پدرش قدرتی در زمینه کنترل نور و دوری پلیدی‌ها داشت، هم‌چنین آثار باقی مانده از تمدن مردمان نورس در شمال دانمارک محلی را نشان می‌دهد که به آن فاسیتزلند (Fositesland) می‌گفتند که در آن چشمه‌ی مقدسی قرار داشت که مردمان نورس با مناسک خاص و در سکوتی کامل (برای حفظ قداست چشمه و آلوده نکردن آن به صدای انسان‌های میرا) به آن نزدیک شده و با سطل‌هایی مخصوص از آن آب تهیه می‌کردند که نام این محل و چشمه اشاره به فورستی و نقش او در تامین پاکی و درخشندگی آب سالم دارد.
داستان شکل‌گیری این چشمه در قصه‌های محلی دانمارکی بدین شکل روایت شده است که دوازده تن از مردم عدالت و آزادی‌خواه دهکده‌ای توسط پادشاه خون‌خوار به تبعید فرستاده می‌شوند و این دوازده تن که سوار بر قایقی در میان آب دریا رها شده‌اند، شروع به دعا به درگاه خدایان خود می‌کنند و ناگهان سیزدهمین فرد که همان فورستی باشد، با تبری طلایی رنگ در بین آنها ظاهر می‌شود. او از آنها می‌خواهد که امید خود را از دست ندهند و سپس تبر طلاییش را در جهتی پرتاب کرده و ناپدید می‌شود. دوازده تن با دنبال کردن انعکاس نور خورشید بر روی این تبر طلایی که در مه می‌درخشید به خشکی رسیده و می‌بینند که در محلی که تبر بر زمین فرو رفته بود چشمه‌ای پدید آمده است. این دوازده تن از آب چشمه می‌خورند و سپس به سمت دهکده می‌روند و در این جزیره باقی مانده و به مردمان آن عدالت و قانون را آموزش می‌دهند.
معصومیت؟😐 این عوضی ما رو جر داد تو گاد آف وار😐
از شدت معصومیتش باید بگم که برای کشتنش فقط ۱۶ بار مردم و دریدتم
این معصوم نیست این عباس معصومیه دیگه
خدای معصومیت؟ مطمعنی؟ این بیشتر میخوره خدای رو مخ بودن باشه 🗿
این معصومه عوضی هر چی میزدم نمیمرد اعصاب نذاشت برام
لامصب نمیمیره همشم میخواد حمله ور شه بعد معصوم؟
(بالدر (Baldr) خدای نور و زیبایی بود و هر موجودی چشمش به او می‌افتاد، به دلیل نور طلایی رنگی که از او ساطع می‌شد فوراً به او علاقه پیدا می‌کرد.)
آره کریتوس هم وقتی دیدش اینقدر بهش علاقه‌مند شد که با هفت روش سامورایی-یونانی ازش پذیرایی کرد🗿
با تشکر از مقاله خوبتون❤️
فقط یه بالدر معصومه؟😐😂
نمی‌دونم چرا ولی هیچی از مقاله رو درک نکردم
خانم احمدی یه سری کتاب راجب اساطیر یونان و نورس بهم معرفی میکنید که مطالعه کنم بی زحمت🙃
فقط بچه های ۱ تا ۷ ساله معظلومند
یکم از دیدن عنوان معصومیت برای توصیفش تعجب کردم.
چون صرفا با شخصیتش آشنایی نداشتم انا اونچه در اقتباسات دیده بودم چندان مظلوم نبود.
اما جدا از اون از پسرش فورستی واقعا خوشم اومد.
درسته متفاوت ترین داستان ممکن رو نداشت ولی بیشتر توصیف معصومانه بهش میخورد.
ولی خب انقدر اقتباصات نخالف شخصبت های اساطیری مختلف رو جوری متمایز و دچار تغییر شده به تصویر کشیدن که طبیعیه ادم تعجب کنه، بالدر معصوم هم نبوده شاید شخصیت نرم تری داشته.
والا هر چی باشه خدای معصومیت نیست
عزیز دردانه خدایان ازگارد و عوالم ۹گانه
بتمن نئو نوآر؟

source

توسط funkhabari