رسانه دنیای بازی نوروز ۱۴۰۴ را خدمت تمام مخاطبان خود تبریک میگوید. با آغاز سال جدید، این بار پرونده برترین بازی های سال ۱۴۰۳ در تحریریه دنیای بازی گشوده شد و پس از رای گیری از میان اعضای تحریریه، بهترین عناوین هر بخش مشخص شدند. در ادامه با رویداد بهترین بازی های سال ۱۴۰۳ به انتخاب دنیای بازی همراه ما باشید.
فهرست برترین بازی های سال ۱۴۰۳
بهترین بازی های سال ۱۴۰۳ به انتخاب دنیای بازی
سال ۱۴۰۳ سال مهمی برای صنعت بازی های ویدیویی بود. از معرفی نینتندو سوییچ ۲ و جی تی ای ۶ گرفته تا وضعیت بحرانی برخی شرکت ها، توزرد از آب درآمدن برخی عناوین و… . ما در دنیای بازی نیز تغییرات مهمی داشتیم، از فراخوان و گسترش تحریریه بازی در تابستان تا راه افتادن تیم و تحریریه مستقل انیمه در پاییز و همین طور… .
خب! آسیا به نوبت… . در ادامه با دسته بندی های مختلف انتخاب بهترین های سال و یادداشت های هر یک از اعضای تحریریه همراه شما هستیم تا در انتها به بازی سال برسیم. لازم به یادآوری است که چهار دسته بندی «بهترین انیمه»، «بهترین پشتیبانی- گسترشدهنده»، «بهترین بازی به انتخاب مخاطبان» و «بهترین انیمه به انتخاب مخاطبان» دسته بندی هایی هستند که امسال برای نخستین بار افزوده شده اند.
اگر بهترینهای سالهای قبلی را فراموش کردهاید میتوانید از پیوندهای زیر آنها را مرور کنید:
پیش از شروع برترین بازی سال ۱۴۰۳ به موارد زیر توجه داشته باشید:
- بازه زمانی انتخاب نامزدها از ابتدای اسفند ۱۴۰۲ تا ابتدای اسفند ۱۴۰۳ بوده است. به همین دلیل بازی ای مثل «فاینال فانتزی ۷ تولد دوباره» در میان نامزدها حضور دارد ولی بازی ای مثل «اساسینز کرید سایه ها» خیر.
- پس از عنوان دسته بندی، فهرست نامزدها آمده است که هریک شایستگی بهترین بودن را داشته اند؛ اما پس از آن بهترین عنوان هر دسته به رای تحریریه (یا مخاطبان) دنیای بازی مشخص شده است.
- محدودیتی در تعداد نامزدی، سبک و پلتفرم بازی برای نامزد شدن در هر دسته وجود نداشته است.
بهترین شرکت
- اسکوئرانیکس
- سگا
- سونی
- فرامسافتور
- نینتندو

بهترین شرکت صنعت بازی در سال ۱۴۰۳ به انتخاب وبسایت دنیای بازی:
From Software
سالی که گذشت درست مثل سالهای گذشته پر بود از حوادث ریز و درشت، هیجانانگیز و ناامیدکننده. تمام شرکتهایی که سهمی در صنعت گیم داشتند تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا قدمی رو به جلو برداشته و نام خود را بر سر زبانها بیاورند که در این بین بعضی از آنها موفق و برخی دیگر با شکستهای پیاپی روبرو شدند.
در این میان شرکتهای سونی، اسکوئرانیکس، سگا، فرامسافتور و نینتندو از آن دست شرکتهایی بودند که نامشان بسیار بیشتر از دیگر رقبای حال حاضر دنیا درخشید، درحالی که برخی دیگر از شرکتها همچون یوبیسافت و بایوور نه تنها رو به جلو حرکت نکرده بودند، بلکه با اتخاذ سیاستهای نادرست چندینقدم هم به عقب برگشتند.
و اما میرسیم به این موضوع که چرا جایگاه نخست میان این نامها به شرکتی میرسد که نه تنها هواداران خود را بهخوبی میشناسد، بلکه از هیچتلاشی در برآورده کردن خواستههای آنان و همچنین برداشتن قدمی مثبت به سوی پیشرفت دریغ نمیکند. فرامسافتور دوستداشتنی با عرضهی بسته الحاقی «سایهی درخت ارد(Shadow of the Erdtree)» و رساندن آن به لیست برترین بازیهای سال و معرفی عنوان بعدی خود «الدن رینگ حکمرانی شب(Elden Ring Nightreign)» که حسابی سر و صدا به پا کرد نشان داد که پیر کارزار است و رقابت با آن بسیار دشوار.
علیرغم تمام دستآوردهایی که نامزدهای نامبرده شده دیگر داشتند کمی دشوار بود تا از تصمیمات اشتباهشان چشمپوشی کرد، حال این تصمیم اشتباه کمکاری باشد و یا بهطور کلی تغییر سیاستهای راهبردی شرکت. اما اگر کمی صادقانهتر به این موضوع نگاه کنیم شرکت سگا درمیان دیگر رقبا سال بسیار پرباری داشت و با ارائه محتواهایی جذاب در بطن عناوین خود بهخصوص دو فرنچایز Metaphor و یاکوزا و باقی بازیهای ارائه شده توانست سالی پربار برای خود و بازیبازان جهان رقم بزند.
بهطور کلی، انتخاب بهترین شرکت سال از میان نامهای غولآسایی که هرکدام یکی از ستونهای اصلی صنعت گیم بوده و هستند کار بسیار دشواری است. اما مسئله فقط همین امسال نیست و سعی شده تا روند و مسیر کلی پیشروی هر شرکت نیز درنظر گرفته شود و همچنین از میزان محبوبیت آنها در بین گیمرها چشمپوشی نشود. و اینچنین شد که شرکت فرامسافتور جایگاه نخست را در نظر اعضای تحریریه به خود تخصیص داد (البته با فاصلهای اندک با غولی مانند سگا).
علی علیپور
بهترین گرافیک
- Metaphor: ReFantazio
- Senua’s Saga: HellBlade II
- Silent Hill 2

بهترین گرافیک در سال که گذشت:
Silent Hill 2
با وجود گذشت سالها از انتشار نسخه اصلی بازی Silent Hill 2 در سال ۲۰۰۱، به جرئت میتوان گفت که این بازی هنوز هم یکی از بهترین و تأثیرگذارترین آثار در ژانر وحشت و روانشناختی است. بدون شک، نسخه بازسازیشده این عنوان جذاب یکی از بهترین اتفاقات امسال بهشمار میرود که هم طرفداران قدیمی را بهوجد آورد، و هم بازیکنان جدید را با ایناثر درجه یک آشنا کرد.
فکرش را بکن؛ قدم نهادن در آن مه غلیظ، در شهری که بیش از پیش از نظر بصری به واقعیت نزدیک شده است. تجدید دیدار با دشمنان و مخصوصا پرستارانی که ترسناکتر از قبل به سمت شما هجوم میآورند. هیولاهایی که جزئیات ظاهریشان حالا وحشت را عمیقتر به بازیکن منتقل میکند. بازگشت به کابوسی که حال دست کمی از واقعیت ندارد.
بهکارگیری تکنولوژی رهگیری پرتو در نورپردازی و سایهپردازیها، استفاده از بافتهای باکیفیتتر و همینطور، بازسازی و بهبود انیمیشنها بهخصوص حالات چهره شخصیتهای بازی، نهتنها دنیای بازی را واقعیتر و پویاتر کرده است، بلکه موفق شده تا آن حس و حال ترس و اضطراب نسخه اصلی را چند سر و گردن بالاتر به بازیکن منتقل کند.
اینها همه دلایلی هستند که بازی Silent Hill 2 را لایق برحق جایگاه بهترین گرافیک سال ۱۴۰۳ دانستیم.
میعاد درویش
بهترین بازی های سال ۱۴۰۳: بهترین دستآورد فنی
- Final Fantasy VII Rebirth
- Senua’s Saga: HellBlade II
- Silent Hill 2
- Stellar Blade

بهترین دستآورد فنی بازیهای ویدیویی در سال ۱۴۰۳:
بازی Senua’s Saga: HellBlade II
وقتی مرز بین واقعیت و بازی محو میشود، شاهکاری بهنام Senua’s Saga: Hellblade 2 متولد میشود. کیفیت بصری بینظیر و واقعگرایانه بازی، بهلطف استفادهاز تکنولوژی ضبط حرکات، اسکن پیشرفته چهره و انیمیشن چشمها به سطحی فراتر از نسل فعلی رسیده است. استفادهاز موتور قدرتمند آنریل انجین ۵(Unreal Engine 5) با قابلیت Nanite، امکان پیادهسازی هندسه با جزییات دقیق و بالا را میسر کرده و بهکمک ویژگی Lumen، نورپردازی پویا و واقعگرایانهای را رقم زده است.
بهعلاوه، تکنیک رندر برپایه فیزیک(PBR) که نقش مهمی در خلق دنیایی پویاتر و زندهتر دارد و بهلطف آن، نور، سایهها و سطوح مختلف در بازی واکنشهای طبیعیتری نسبت به محیط از خود نشان میدهند. حال به تمام ویژگیهای مذکور، صدای سهبعدی دقیق و سیستم صوتی فوقپیشرفته را اضافه کنید که باعث شده بازیکن بیشاز پیش در دنیای بازی و داستان آن غوطهور شود.
پیادهسازی یکبازی با چنین ویژگیهای سنگین و پیشرفتهای، آن هم روی کنسولهایی که علیرغم قدرت بالای خود، همچنان با محدودیتها و مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند، کار سادهای نیست. اما استودیوی نینجا تئوری با انتشار Hellblade 2 از پس تمام مشکلات و چالشهای موجود سربلند بیرون آمده و موفق شده تا تجربهای روان درکنار جهانی واقعگرایانه را به بازیکن ارائه دهد.
با درنظر گرفتن تمامی این موارد، فکر میکنم شما هم موافق باشید که جایگاه بهترین دستاورد فنی امسال بسیار برازنده بازی Hellblade II است.
میعاد درویش
بهترین طراحی محیطی
- Astro Bot
- Indiana Jones and the Great Circle
- Metaphor: ReFantazio
- Senua’s Saga: HellBlade II
- Silent Hill 2
- The Rouge Prince of Persia

برترین طراحی محیطی بازیها در سال ۱۴۰۳:
بازی Astro Bot: Galactic Adventure
در میان بازیهای ویدیویی چندسال اخیر، کمتر اثری پیدا میشود که طراحی محیطی آن به اندازه بازی Astro Bot تا اینحد زنده، هوشمندانه و شاداب باشد. نسخه جدید این سری که در سال ۱۴۰۳ عرضه شد، بدون اغراق نمایشی چشمگیر است که چگونه میتوان دنیایی ساخت که هم زیبا باشد، هم سرشار از خلاقیت و هم در تعامل مستقیم با بازیکن قدم بردارد.
تیم بازیسازی Asobi نشان داد که چه آدمهای باهوش و خلاقی در آن به ساخت بازی Astro Bot کمک کردند، تیمی که نشان داد طراحی محیطی میتواند فراتر از یک پسزمینه برای مرحلههای بازی باشد. از جنگلهای استوایی با پوشش گیاهی مخصوص آن و موجودات رباتیک گرفته تا اعماق اقیانوس، هر مرحله از بازی Astro Bot سرشار از تنوع و طراوت است. بازی با تغییر مداوم لحن بصری، رنگها و فیزیک محیط، کاری میکند که بازیکن مدام در حال کشف دنیایی تازه باشد و یکلحظه از بازی خسته نشود.
اما آنچه این طراحی محیطی را نسبت به دیگر بازیهای سال متمایز میکند، استفاده خلاقانه از گستردگی چشمگیر محیط در بازی است. بازی شما را به سادگی روی مسیرهای صاف و قابل پیشبینی نمیبرد؛ بلکه دائم بین ارتفاعات، سکوهای معلق و سطوح جابهجا میکند. گاهی در جهانی کوچک با مسیرهایی کروی شکل حرکت میکنید که به شما امکان میدهد کل فضا را به دور خودتان حس کنید، و گاهی وارد محیطهایی وسیع میشوید که مقیاس بزرگ آن باعث میشود شما در مقابل عظمت محیط، کوچک و آسیبپذیر به نظر برسید.
عمق بصری محیط نیز باعث میشود دائما به دنبال چیزی در دوردست باشید و کنجکاویتان تحریک شود. مسیرهای مخفی در دل بلندیها، تونلهای پنهان در پشت صخرهها و سکوهایی که ناگهان ظاهر میشوند، همه و همه نشان میدهند محیط، بخشی از گیمپلی بازی است و مدام شما را به چالش میکشد.
حتی بیشتر از این، محیط گاهی به یک دشمن هوشمند تبدیل میشود؛ سکویی که ناگهان حرکت میکند، پلهایی که زیر پایتان به لرزش درمیآید و مسیرهایی که در مقابل چشمانتان تغییر شکل میدهد، بازیکن را وادار میکند که نهتنها دشمنان، بلکه خود جهان اطراف را هم جدی بگیرد. این زنده بودن و پویایی محیط، امضای طراحی محیطی بازی Astro Bot است.
در کنار همهی اینها، بازی به زیبایی به تاریخ پلیاستیشن ادای احترام میکند. پر کردن محیطها با رباتهایی که شخصیتهای مشهور دنیای پلیاستیشن را بازآفرینی میکنند، باعث شده این طراحی محیطی، تنها یکنمایش بصری نباشد، بلکه جشن خاطرهانگیزی برای علاقهمندان و طرفداران قدیمی پلیاستیشن نیز باشد.
اگر طراحی محیطی را ترکیبی از حرکت، مقیاس و تعامل بدانیم، بازی Astro Bot همین حالا میتواند حتی مدعی یکی از بهترین طراحیهای محیطی نسل باشد؛ بازیای که ثابت میکند محیط، یک شخصیت زنده است که با بازیکن بازی میکند.
علی گرامی
بهترین صداگذاری و طراحی صوتی
- Final Fantasy VII Rebirth
- Senua’s Saga: HellBlade II
- Silent Hill 2

بهترین صداگذاری و طراحی صوتی:
Silent Hill 2
جلوههای صوتی یکیاز ارکان مهم هر بازی ویدیویی است که هرچند شاید توجه زیادی به آن نداشته باشید، ولی تاثیر آن را در تجربه کلی از بازی احساس میکنید.
این موضوع در بازیهای ترسناک تاثیر خیلی بیشتری دارد. زیرا درصد زیادی از حس ترس و وحشتی که بازیکن حس میکند توسط صدا و جلوههای صوتی آن منتقل میشود.
یکیاز عواملی که بازی Silent Hill 2 را به تجربهای خاص در ژانر وحشت تبدیل کرد، صداگذاری و طراحی صوتی آن بود. استفادهاز صداهای مرموز، موسیقی وهمآلود و بهویژه، هنر استفاده بهجا از سکوت که همه درکنار هم، یکیاز ترسناکترین فضاها را در تاریخ بازیهای ویدیویی خلق کردند.
در Silent Hill 2 تمامی این موارد باکیفیتی چندین برابر بیشتر بازسازی شدهاند. علاوهبر این، تکنولوژیهای پیشرفتهای مانند صدای سهبعدی را هم اضافه کنید.
صداهای مرموزی که از اعماق مه شنیده میشوند، زمزمههای نامفهومی که همواره در گوش بازیکن طنین میاندازند و فریاد موجودات ترسناک و عجیبوغریبی که همگی به شکلی واقعگرایانه طراحی شدهاند.
افکتهای صوتی دشمنان نیز به طرز قابل توجهی ارتقا یافتهاند و جیغها و نالههای وحشتناک آنها، هماکنون واقعیتر به گوش میرسد.
بهعقیده من، چیزی که تپه خاموش ۲ را به اثری خاص تبدیل میکند، بهکارگیری هنرمندانه و صحیح از سکوت است که از آن بهعنوان ابزاری برای ایجاد استرس و اضطراب استفاده شدهاست. لحظاتی که تمامی جیغها و نالهها قطع شده و شما در سکوتی سنگین، هرلحظه منتظر رخ دادن اتفاقی ترسناک هستید.
از اینرو، عنوان Silent Hill 2 توانسته جایگاه بهترین صداگذاری و طراحی صوتی را از دید وبسایت دنیای بازی از آن خود کند.
میعاد درویش
بهترین بازی های سال ۱۴۰۳: بهترین موسیقی
- Final Fantasy VII Rebirth
- Indiana Jones and the Great Circle
- Metaphor: ReFantazio
- Silent Hill 2

بهترین موسیقی متن بازیها در سال ۱۴۰۳ به انتخاب دنیای بازی:
Silent Hill 2
سایلنتهیل ۲ بیشتر از این که ترسناک باشد، عاشقانه است. شاید عاشقانهترین بازی تاریخ ویدیوگیم نیز است. داستانی که در سایلنتهیل ۲ روایت میشود نیازمند نقطه عطفی است که بتواند این داستان را به زیباترین شکل ممکن به مخاطب منتقل کند و این نقطه عطف چیزی نیست جز موسیقی.
۲۰سال پیش وقتی که آقای «آکیرا یامائوکا» روی پروژه سایلنت هیل ۲ کار کرده بود به خوبی میدانست که چه چیزی قرار است بسازد. قطعاتی که او پرداخت کرده بود به قدری تاثیرگذار و نفوذپذیر بودند که بعد از گذشت نزدیک به ۲دهه و به هنگام کار روی نسخه ریمیک سایلنت هیل ۲ فقط کافی بود تا دستی روی همان قطعات بکشد تا تمامی آن قطعات تحسینبرانگیز به مانند آتشی از زیرخاکستر برافروخته شود و مجددا روح و قلب هر مخاطبی را به لرزه در بیاورد.
شاید بیشتر مخاطبین بر این باور باشند که موسیقی در سایلنت هیل باید روی انتقال حس ترس و وحشت کار کند و اما چیزی که آقای یامایوکا و تیم همراهش روی آن تمرکز کرده بودند، انتقال حس تنهایی، غم و اندوه حاصل از جدایی دوانسان عاشق از همدیگر بود.
از طرفی موسیقی در سایلنت هیل ۲ چندین وجه دارد. از یکطرف باید حس عشق را انتقال دهد و از طرفی مخاطب را در سکانسهای حساس به وحشت میاندازند و از طرفی حس اسرارآمیزش را به خوبی تا انتها حفظ کرده و به مخاطب منتقل میکند.
به همان اندازه که جو و اتمسفر بازی مخوف و رازآلود است، این موسیقی است که به احساس اسرارآمیز بودن داستان اضافه میکند و مخاطب را به خوبی در تنگنای شک و تردید و وحشت گرفتار میکند. با این وجود وقتی به سکانس آخر بازی میرسیم و در برابر داستان بازی قد خم میکنیم، این موسیقی است که به داد ما میرسد و این مهم را به ما تذکر میدهد که موسیقی در سایلنت هیل ۲ در نسخه کلاسیک به قدری زیبا و جا افتاده بود که هنوز هم بعد از گذشت ۲۰سال شنیدن آن حتی در اجراهای جدید، دلنشین و تاثیرگذار است.
حامد محمدپور
بهترین اقتباس از بازیهای ویدیویی
- سریال Fallout
- سریال آرکین
- سریال یاکوزا

بهترین اثر اقتباسی از بازیهای ویدیویی در سالی که گذشت:
سریال Fallout
سریال Fallout، ساختهی جاناتان نولان و لیزا جوی، بیگمان یکی از درخشانترین اقتباسهای تاریخ بازیهای ویدیویی است. این اثر با بازسازی دقیق دنیای پرجزئیات و چندلایهی Fallout، نهتنها به آن وفادار مانده، بلکه روح و هویت بیهمتای بازی را در قالب تلویزیون غنیتر کرده است.
از سال ۱۹۹۷، مجموعه بازیهای Fallout با فضای پساآخرالزمانی متمایز، طنز گزنده و معضلات اخلاقی عمیق، در صنعت گیم جایگاهی استثنایی یافت. سریال Fallout با بینشی ژرف نسبت به فلسفهی این بازی، روایتی خلق کرده که هم به ریشههای آن احترام میگذارد و هم آن را با خلاقیت گسترش میدهد. شخصیت «لوسی»، با بازی مسحورکنندهی «الا پورنل»، معصومیتی شکننده را به تصویر میکشد که در برابر بیرحمی دنیای Fallout رنگ میبازد. در کنار او، «والتون گاگینز» در نقش غارتگری اسرارآمیز، جذابیتی گیرا و پیچیده به داستان میافزاید.
از منظر فنی، سریال Fallout اجرایی بیرقیب دارد. جلوههای بصری خیرهکننده، طراحی صحنهای که فضای آخرالزمانی بازی را با دقت حیرتانگیزی زنده میکند، و موسیقیای که نوستالژی بازی را با ظرافت احیا میکند، همگی در راستای خلق اثری بیمانند عمل میکنند. روایت غیرخطی و تعامل پویا میان شخصیتها، به سریال عمقی کمنظیر بخشیده و آن را به تجربهای فراموشنشدنی تبدیل کرده است.
در این عرصه، رقبایی سرسخت نیز حضور دارند. انیمیشن سریالی Arcane، برگرفته از بازی League of Legends، با انیمیشن بینظیر استودیو فورتیش و داستانی پراحساس، معیاری طلایی در اقتباسها پدید آورده است. سریال Yakuza: Like a Dragon نیز با روایتی پرشور و وفاداری به سبک خاص بازی، هواداران بسیاری را شیفتهی خود کرده است. با این حال، سریال Fallout با ساختار مستحکم، داستانگویی منسجم و درک عمیق از منبع اصلی، خود را متمایز میسازد.
این سریال ثابت کرد که میتوان بازیهای ویدیویی را بدون از دست دادن جوهرهی اصلیشان به شاهکارهای تلویزیونی بدل کرد. سریال Fallout با ارائهی تجربهای کامل و تعیین معیاری نو، دریچههای جدیدی به سوی این نوع اقتباس گشوده و نشان داده است که یک بازی ویدیویی میتواند در عرصهی تلویزیون نیز به شکوه و کمال برسد.
محسن کشاورز
برترین بازی های سال ۱۴۰۳: بهترین طراحی روایی
- Final Fantasy VII Rebirth
- Metaphor: ReFantazio
- Senua’s Saga: HellBlade II
- Silent Hill 2

بهترین طراحی روایی سال ۱۴۰۳:
Silent Hill 2
همواره ما به عنوان افراد نسل بشر، از دیرباز و ماقبل تاریخ، تاکنون جذب روایات میشدهایم. هنوز زمانی که تجربهای روایی را از سر میگذرانیم میخواهیم با دیگران دربارهاش تبادل نظر و دیدگاه کنیم؛ گواهش بحث و گفتگوهای پرتبوتابی است که در جلوی سالنهای نمایش تئاتر و فیلم همواره آتشش روشن است و شرکتکنندگانش حیّوحاضر.
در دستهبندی نامزدهای بهترین طراحی روایی، بر همین هدف بودهایم. که بازیهایی را انتخاب و در پایان برگزینیم که همین عمل را انجام میدهند: جرقهی بحث و تفکر را از روایت میزنند. از روایات بزرگ و بیپایان سری فاینال فانتزی تا برگزیدهی امسال یعنی بازسازی تپهی خاموش ۲. بر هیچکس پوشیده نیست که سری بازیهای تپهی خاموش همواره روایات قابل توجه و خوشساختی داشتهاند و تیم سازندهی Bloober Team نیز بسیار کار سترگ و سختی را برای بازسازی این قسمت – که ناگفته نماند همواره تا قبل از این بازسازی برترین نسخهی این سری بازی محسوب میشد- به عهده داشتهاند.
به گفته یکی از نویسندگان فعلی جدیدترین نسخهی این سری یعنی Ryukishi07 (که نویسندهی ارشد بازی Silent Hill f است) روایت بازیهای تپهی خاموش معمولا چنین است:
شخصیت اصلی وارد محیطی ناشناخته میشود، سپس اطلاعاتی که بنظر برایش زائد و بیمعنی میآیند به او عرضه میشوند، بعد شخصیت متوجهی دلیل و منشاٌ این اطلاعات میشود و در پایان دلیل حضور خود در دنیای مه گرفته و کابوسآلود تپهی خاموش را در مییابد.
نسخهی بازسازی تپه خاموش ۲ نیز از این قاعده مستثنی نیست. بازیباز و شخصیت اصلی همواره در معرض اطلاعات و در پی یافتن چرایی حضور «ماریا»، همسر مرحوم جیمز هستند. اما Bloober Team نکات شیرینی را در روایت این بازی جای داده که از دقت مثالزدنی آنها حاکی است: جزئیاتی نظیر ایستر اگ ماشین جیمز، افسردگی و شکنندگی جیمز (که در نسخهی اصلی کمتر دیده میشد) و دیالوگهای دقیقتر و اصطلاحا Expository(اطلاعات دهنده)؛ که صداپیشگی بینقص بازی شدیداً به کمکش آمده است.
علیایحال، با روایت طولانیتر شدهی بازسازی تپهی خاموش ۲، و کش و قوسهای روایی بسیار درست و دراماتیک این بازی، تیم دنیای بازی آن را به عنوان برترین طراحی روایی در سال گذشته برگزید. مسلما که در کمال واقعبینی این تصمیم موافق و مخالفانی خواهد داشت؛ اما از این حقیقت نمیتوان گذر کرد که از روایت و شخصیتپردازی این بازسازی به راحتی و بیتفاوت بتوان گذر کرد؛ و همین سختی گذر حاکی و نشان از یک روایت تاثیرگذار و درست است.
محمد رمضانی
بهترین داستان
- Call of Duty Black Ops 6
- Indiana Jones and the Great Circle
- Metaphor: ReFantazio
- Senua’s Saga: HellBlade II

بهترین داستان بازیها در سال ۱۴۰۳ از نظر دنیای بازی:
Metaphor: ReFantazio
اگر از علاقهمندان سبک نقشآفرینی ژاپنی باشید بعید میدانیم که نام استودیو اطلس(Atlas) و سری بازیهای پرسونا(Persona) را نشنیده باشید. هنگامی که برای نخستین بار رونمایی از بازی Metaphor: ReFantazio اتفاق افتاد انتظارات از آن در سطح بسیار بالایی قرار داشت چرا که از Atlas جز این انتظار نمیرفت.
اما خب اگر از آن دسته مخاطبانی هستید که با ژانر JRPG آشنایی ندارید شاید بهتر باشد درابتدا کمی درباره این ژانر و همچنین عنوان Metaphor: ReFantazio بیشتر تحقیق کرده و صرفا به خاطر بردن بهترین داستان به یکباره سراغش نروید چرا که ممکن است آن چیزی نباشد که در ذهن ساختهاید و مثلا حتی اگر از داستان رضایت کامل داشته باشید موارد دیگر باعث پشیمانی شما شوند.
اشتباه برداشت نکنید! این بازی عالی است. اما منظور این است که بسیاری افراد معمولا به سختی با عوامل JRPG ارتباط برقرار میکنند یا حتی ایدهای درباره چگونه بودن این ژانر ندارند. بنابراین قبل از تهیه و تجربه این بازی شاید بهتر باشد که اطلاعات بیشتری از آن کسب کنید. اگرهم جزو آن دسته از افرادی هستید که JRPG را میشناسند و با سازوکار گیمپلی و ماهیت چنین ژانری کنار میآیند پس بسیار بعید میدانیم که Metaphor: ReFantazio شما را شیفتهی دنیای فانتزی و داستانش نکند. داستان از همان ابتدا شما را درگیر مسائلی مانند موضوع جانشینی پادشاه و بازی برسر قدرت میکند و درمجموع یکداستان حماسی و عمیق همراه با مفاهیم مختلف مانند برابری نژادی و… است.
عنوانی مانند Silent Hill 2 نیز اگرچه بسیار خاص، تاثیرگذار و عمیق میباشد اما باتوجه به این که بازی و داستان درواقع مربوط به سالها پیش بوده و در ۲۰۲۴ دچاربازسازی گشته است بنابراین شاید خیلی منطقی نباشد که برای بهترین داستان آن را مقابل Metaphor: ReFantazio قرار بدهیم و در ذهن خود چالش ایجاد کنیم.
احمد فرهادی
بهترین بازیگر
- «برایانا وایت» برای نقش «ائریث» از Final Fantasy VII Rebirth
- «تروی بیکر» برای نقش «ایندیانا جونز»
- «لوک رابرتز» برای نقش «جیمز ساندرلند» از Silent Hill 2
- «ملینا جورجس» برای نقش «سنوئا»
- «هامبرلی گونزالس» برای نقش «کی وس» از Star Wars Outlaws
- «هانا تل» برای نقش «مکس کالفیلد» از Life is Strange: Double Exposure

و اما بهترین بازیگر در صنعت بازیهای ویدیویی در سالی که گذشت:
لوک رابرتز برای ایفای نقش جیمز در بازسازی بازی تپه خاموش ۲
سال ۱۴۰۳ پر از بازیهایی بود که بازیگران برجستهای در آن حضور داشتند و همگی در نقشهای پیچیده و احساسی خوش درخشیدند. از شخصیتهای جدید و تازهوارد گرفته تا چهرههای قدیمی و باسابقه, هرکدام تلاش کردند تا تجربهای فراموشنشدنی را برای بازیکنان رقم بزنند. اما در نهایت, لوک رابرتز برای ایفای نقش جیمز ساندرلند در بازی Silent Hill 2 (Remake) توانست تا بیشترین رای را در بین نامزها از طرف تیم دنیای بازی دریافت کند.
جیمز ساندرلند یکی از نمادینترین شخصیتهای تاریخ بازیهای ترسناک است و بازی در نقش او نیاز به درک عمیقی از جنبههای روانشناختی این شخصیت دارد. لوک رابرتز توانست با اجرای دقیق و منحصربهفرد خود, ترکیبی از درماندگی, غم و وحشت را به درستی برای مخاطب به نمایش بگذارد. او نهتنها لایههای مختلف شخصیت جیمز را در طول بازی به خوبی منتقل کرد, بلکه تجربهای تازه و مدرن از این شخصیت ارائه داد که حتی طرفداران قدیمی این بازی را هم توانست تحت تاثیر قرار دهد.
یکی از نقاط قوت اجرای رابرتز, نحوه انتقال احساسات جیمز بود. از لحظات شوکهکننده و وحشتناک گرفته تا صحنههای احساسی و تلخ, همه بهگونهای اجرا شدند که بازیکن بتواند بهخوبی با این شخصیت همزادپنداری کند.حرکات صورت, لحن صدا و واکنشهای او در برابر اتفاقات بازی.
البته از حق نگذریم, رقابت در امسال آسان هم نبود. بازیگران قدرتمندی مانند تروی بیکر برای نقشآفرینی در بازی Indiana Jones and the Great Circle و ملینا جورجس برای بازی در Senua’s Saga: Hellblade II اجرای فوقالعادهای داشتند, اما در نهایت این لوک رابرتز بود که توانست با هنرنمایی کمنظیر خود, جایگاه نخست را کسب کند.
انتخاب لوک رابرتز بهعنوان بهترین بازیگر سال ۱۴۰۳, نشاندهنده اهمیت اجرای احساسی و باورپذیر در صنعت ویدئوگیم است. او توانست با هنرنمایی خود, یک شخصیت کلاسیک را دوباره زنده کند و تجربهای تازه و فراموشنشدنی را برای طرفداران Silent Hill رقم بزند. بدون شک, اجرای او یکی از برجستهترین لحظات سال ۱۴۰۳ در دنیای بازیهای ویدیویی بود.
محمدصدرا باقری
بهترین بخش چندنفره
- Call of Duty Black Ops 6
- Helldivers 2
- Super Mario Party Jamboree
- Warhammer 40000 Space Marine 2

برترین بخش چندنفره در بازیهای سال ۱۴۰۳ به انتخاب دنیای بازی:
Helldivers 2
انحصاریهای سونی معمولا عناوین تکنفره و داستانی جذابی هستند که با گیمپلی اعتیادآور و داستان میخکوب کنندهشان ما را ساعتهای طولانی مشغول میکنند. اما سونی امسال با عرضهی بازی Helldivers 2 نشان داد که در ساخت بخش چندنفره و همکاری هم میتواند بدرخشد.
بازی Helldivers 2 علاوه بر کنسول نسل جدید سونی برای رایانه هم عرضه شد و در همان ابتدا با استقبال بینظیری از سوی کاربران استیم مواجه شد. بازی حتی مجبور شد دوبار ظرفیت سرورهایش را به ۷۰۰هزارنفر افزایش دهد. بازی هل دایورز ۲ یک تجربه آنلاین دلنشین را برای شما و دوستانتان به ارمغان میآورد. این بازی با ترکیب چندین المان از دیگر بازیهای موفق در ژانر شوتر یکتجربه همکاری دلنشین را به شما تحویل میدهد.
این تجربه با حضور در سیارات مختلف و مبارزه با انواع نژادهای بیگانگان و همچنین ماموریتهای جذاب و تکرار نشدنی بهتر و بهتر میشود و باعث میشود که شما تا چندین ساعت به فکر تجربهی بازی دیگری نیافتید. به این موارد باید سطح چالش رضایت بخش بازی را هم اضافه کنیم. شما با دوستانتان یکماموریت چهارنفره را تجربه میکنید و برخلاف بازیهای آنلاین امروزی در مقابل هوش مصنوعی بازی قرار میگیرید.
بازی با ایجاد تعادل خوب میان ماموریتهایی که دارد شما و دوستانتان را درگیر خودش میکند و فرقی نمیکند شما یکتیم کاملا حرفهای باشید یا یکتیم چهارنفره که صرفا میخواهند آخرهفتهها یکتجربه دلنشین و با کمترین میزان چالش را داشته باشند. در هر صورت هلدایورز ۲ سطح و چالشهای مناسبی برای شما تدارک دیده است.
همه این موارد باعث شد که ما بازی Helldivers 2 را به عنوان بهترین بخش چندنفرهی سال انتخاب کنیم.
حسین کریمی
بهترین طراحی بازی
- Balatro
- Helldrivers 2
- Like A Dragon: Infinite Wealth
- Metaphor: ReFantazio
- Silent Hill 2
- Warhammer 40000 Space Marine 2

بهترین طراحی بازی در سالی که گذشت:
Silent Hill 2
حتی با نمایش تریلرهای اولیه از نسخه ریمیک سایلنت هیل ۲ اکثر طرفداران نسبت به بازسازی و مدرنسازی تجربه خاص سایلنت هیل ۲ امید چندانی نداشتند. تغییر اساسی در زاویه دوربین و سیستمهای مبارزه بهروزشده و پازلها، همگی نه نکتههای ظریف بلکه ستونهای اساسی در انتقال تجربه جیمز در شهر سایلنت هیل هستند. با همه این اوصاف گیمی که تیم بلوبر برای طرفداران پخت و پز کرد ورای انتظارات همه بود.
طراحی بازی(گیم دیزاین) تنیده در ساختار روایی سایلنت هیل از تغییرات بهجا در سینماتیکها و روند پیشروی مراحل مختلف بازی نه تنها از اهمیت و کیفیت بازی اصلی نکاسته بلکه به آن افزوده است.
طراحی روند بازی در هر مرحله از بازی به گونههایی انجام شده که عملکرد طراحی محیطی(لول دیزاین) بازی در جایگاه روانکاو به خوبی درآمده و سکانسهای پشت هم در هر محیط درست مانند روانکاوی است که بازیکن (بیمار) را در ضمیرش راهنمایی میکند و به او یاری میرساند تا به ریشه مشکلات خودش پیببرد.
در کل نسخه ریمیک سایلنت هیل ۲ مثال عالی یکبازسازی است که تجربه اصلی را به خوبی حفظ میکند و به آن چنان میافزاید که یکپارچه است و با اصلش مو نمیزند.
خسرو فرخنده
بهترین بازی خانوادگی
- Astro Bot
- Super Mario Party Jamboree
- The Plucky Squire

بهترین بازی خانوادگی سال ۱۴۰۳ به انتخاب دنیای بازی:
بازی Astro Bot: Galactic Adventure
بازی Astro Bot: Galactic Adventure آخرین نسخه از سری محبوب Astro Bot است که در سال ۲۰۲۴ برای کنسول پلیاستیشن ۵ منتشر شد. این بازی با بهرهگیری از قدرت سختافزاری پلیاستیشن ۵، تجربهای خیرهکننده و سرشار از هیجان را برای بازیکنان در تمامی سنین فراهم میکند. با گرافیک 4k، نرخ فریم بالا و افکتهای صوتی سهبعدی، این بازی به یکی از بهترین گزینهها برای دورهمیهای خانوادگی تبدیل شده است.
در این نسخه، Astro به مأموریتی جدید در کهکشان میرود تا دوستان رباتش را از دست دشمنان شرور نجات دهد. هر مرحله پر از چالشهای متنوع، پازلهای هوشمندانه و دشمنان خلاقانه است که همکاری و مشارکت بین اعضای خانواده را تشویق میکند. گیمپلی بازی ترکیبی از اکشن، سکوبازی و ماجراجویی است که با کنترلهای ساده و روان، حتی برای بازیکنان مبتدی نیز جذاب و قابل دسترسی است.
یکی از ویژگیهای برجسته این نسخه، استفاده از قابلیتهای منحصر به فرد DualSense کنترلر پلیاستیشن ۵ است. بازیکنان میتوانند از طریق لرزشهای دقیق دکمهها، حس واقعیتری از تعامل با دنیای بازی را تجربه کنند. این ویژگیها بازی را برای کودکان و بزرگسالان بهطور یکسان لذتبخش میکند.
علاوه بر این، طراحی مراحل و شخصیتهای دوستداشتنی بازی، همراه با موسیقی شاد و رنگارنگ، فضایی سرگرمکننده و جذاب ایجاد میکند. بازی Astro Bot: Galactic Adventure نه تنها یک بازی عالی برای خانوادههاست، بلکه اثبات میکند که بازیهای ویدیویی میتوانند برای هر سنی جذاب باشند.
اگر به دنبال یک بازی خانوادگی هستید که همگی از آن لذت ببرید، بازی Astro Bot: Galactic Adventure قطعاً یکی از بهترین انتخابهاست.
علی کبریایی طبری
بهترین بازی تلفنهای همراه
- AFK Journey
- Balatro
- Wuthering Waves
- Zenless Zone Zero

برترین بازی تلفنهای همراه هوشمند در سال ۱۴۰۳:
Balatro
در میان نامزدهای این دوره، عناوینی از ژانرهای متنوع حضور داشتند. AFK Journey یک بازی استراتژیک با المانهای Idle بود که تجربهای آرام و تاکتیکی ارائه میداد. Wuthering Waves با دنیای باز و اکشن سریعش طرفداران بازیهای Genshin Impact را هدف قرار داده بود، در حالی که Zenless Zone Zero با سبک مبارزات پرانرژی و گرافیک چشمنواز، تجربهای سینمایی و هیجانانگیز ارائه میکرد. با این حال، در میان این عناوین، بازی Balatro توانست بیشترین توجه را به خود جلب کند و به عنوان بهترین بازی موبایل شناخته شود.
دلیل موفقیت Balatro را میتوان در طراحی هوشمندانه و گیمپلی اعتیادآور آن دانست. این بازی ترکیبی از سبک روگلایک و بازیهای کارتی است که با الهام از پوکر، تجربهای چالشبرانگیز اما لذتبخش ایجاد میکند. بازیکنان با دستهای کارتی مختلف، استراتژیهای خود را میسازند و از طریق مکانیکهای متنوع، هربار تجربهای تازه و غیرقابلپیشبینی خواهند داشت. این عمق تاکتیکی، در کنار طراحی بصری مینیمال اما هوشمندانه و موسیقی جذاب، باعث شده که Balatro برای مخاطبان گستردهای جذاب باشد.
یکی از بزرگترین نقاط قوت این بازی، توانایی آن در جذب طیف وسیعی از بازیکنان، از نوجوانان تا بزرگسالان است. برخلاف بسیاری از بازیهای موبایلی که به گروههای سنی خاصی محدود میشوند، Balatro با مکانیکهای ساده اما استراتژیک، تجربهای ارائه میدهد که هم تازهکارها از آن لذت میبرند و هم حرفهایها چالشهای جدیدی در آن پیدا میکنند. سادگی در ظاهر و عمق در گیمپلی، در کنار دسترسیپذیری بالا و اجرای روان روی موبایل، باعث شد که این بازی به محبوبترین انتخاب در میان بازیهای تلفنهای همراه هوشمند تبدیل شود.
مریم داوردان
تاثیرگذارترین بازی
- Balatro
- Metaphor: ReFantazio
- Senua’s Saga: HellBlade II

تاثیرگذارترین بازی سالی که گذشت به انتخاب دنیای بازی:
Balatro
بعضی چیزها در وانفسای روزگار، دیگر آن طوری که باید و شاید خودشان را نشان نمیدهند. برای مثال، نگاهی به آدامس بیاندازید؛ چقدر پدیده عجیب و کارآمدیست!
فکر کنید امروز برای اولینبار با آدامس مواجه میشدیم؛ ویژگیهای آن را متصور شوید: غذایی جوییدنی که آن را قورت نمیدهید، در حالی که ظاهری بسیار ساده دارد و فاقد هرگونه ارزش غذاییست، ولی به هضم غذا کمک میکند، دهان را خوشبو میکند، و یک مهمانی از طعمهای دوستداشتنی در دهان شما به راه میاندازد.
آدامس واقعا چیز عجیب و غریبیست که به دلیل مواجهه روزمره با آن، پذیرفتیمش و برایمان تبدیل به یک چیز عادی شده است.
بازی بالاترو هم همین است؛ یکبازی به نظر ساده که کارهای عجیب و غریبی میکند و حالا مثل آدامس همیشه در کنارمان هست تا هر زمانی که نیاز بود از آن استفاده کنیم و بعد از مدتی از یادمان برود که عجب «پدیده» عجیب و تاثیرگذاری به این سادگی در دسترس ماست.
بالاترو بدون سر و صدای خاصی منتشر شد؛ و حالا جزو لاینفک زندگی من شده است. رفیق و همراه زمانی که حوصله ندارم فکر کنم که دوست دارم سراغ چه بازیای برم، ولی دوست دارم داخل بازی فکر کنم. حتی زمانی که نیاز به کشتن ثانیهها به شیرینترین حالت ممکن دارم، بالاترو در قامت یک آدامس شیرین چند دقیقهای مهمان صفحه نمایشم میشود و بعد از رسیدن به مقصد، تمام شدن دانلود، و یا هر فعالیت زمانبر و حوصلهسربری، با گیمپلی جذابش و با سخاوت تمام، رسم مهمانی را به زیباترین حالت به جا میآورد.
بالاترو را بازی کنید، و خودتان طعم عجیب و غیرعادی آن را تجربه کنید تا ببینید چطور میشود هنوز هم در سال ۲۰۲۴ با یک «ایده» فوقالعاده، تبدیل به یکاثر ماندگار شد.
حسین توکلی
موردانتظارترین بازی
- Death Stranding 2: on the Beach
- Ghost of Yōtei
- Grand Theft Auto VI

موردانتظارترین بازی در حال ساخت از نظر دنیای بازی:
Grand Theft Auto VI
البته که جیتیای ۶! منظورم این است که هم سونی و هم مایکروسافت مذبوحانه سعی کردهاند چنته را خالی نگه ندارند؛ هرچند وضعیت تولیدات صنعتی بزرگ بازیهای ویدیویی تحت بحران تداخل فشارهای مالی بازار و پروسه هرروز طولانی و پیچیدهتر ساخت است. از سوی دیگر با معرفی کنسول نینتندو سوییچ ۲ انتظار عناوین نو و پیشرویی از نینتندو میرود. اما به هر حال قطعا مورد انتظارترین بازی سال ۱۴۰۴ برای دنیای بازی و اغلب گیمرهای جهان، نسخه ششم جیتیای است؛ اگر تاخیر نخورد!
ما در دنیای بازی معمولا متهم بودهایم که قدر بازی های راکاستار را نداستهایم! بماند که نمره ما در بررسیها به عناوین راکاستار معمولا بالا بوده، ولی برخی میگویند که دنیای بازی مثلا ویچر ۳ را در مقاله بهترین بازیهای دهه ۲۰۱۰ در رتبه اول قرار داد و نامی از رد دد ۲ نبرد.
علت این است که تمرکز ما در دنیای بازی به عنوان یک رسانه بازی، بیشتر معطوف به رصد و تحلیل نوآوریها و پیشرویهای صنعت و مدیوم بازیهای ویدیویی بوده است. و واقعیت این است که راکاستار با آن دم و دستگاه قدیمی و عظیمش، هرگز از استودیوهای پیشرو و نوآور صنعت بازی نبوده است؛ صبر کنید!
راکاستار برخلاف استودیوهایی نظیر فرامسافتور یا اطلس یا اینسامنیاک یا استودیوهای کوچکتر مستقل و خلاق روی مرزهای بازیهای ویدیویی حرکت نمیکند، راکاستار کشف نمیکند، بلکه استانداردسازی میکند. آیا مثلا جیتیای ۳ نخستین بازی سندباکس شهری بود؟ اما آیا در این سبک بهتر از این سری، بازیای سراغ دارید؟ یا آیا رد دد ۲ اولین بازیای بود که از تکنولوژیهای گرافیکی بهروز (به خصوص روی نسخه رایانه) بهره میبرد؟ اما آیا جزئیات گرافیکی رد دد را در بازی دیگری سراغ دارید؟
راکاستار یک شرکت بزرگ است که در طول تمام این سالها، توانسته محبوبیت خود را در دل گیمرهای تمام جهان با عرضه محصولات باکیفیتی که در سبک خود بیرقیب هستند؛ نگه دارد. هرچند برخی حرکات سودجویانه در عرضه ضعیف برخی بازسازیها از سوی راکاستار در سالهای اخیر به چشم خورده است؛ اما البته که نسخه جدید جیتیای بعد از اینهمه سال مورد انتظارترین بازی سال است.
مهدی هفته خانک
بهترین بازی مستقل
- Animal Well
- Balatro
- The Plucky Squire
- UFO 50

برترین بازی مستقل سال ۱۴۰۳ به انتخاب دنیای بازی:
Balatro
در زمانهای که به دلایل بیشمار اعم از سودجویی ناشرین، طمع استودیوها به پیروی از ترندهای روز به قیمت دور شدن از ریشههای اثر و البته تمایل بازیکنها به تجربههای عناوین بزرگی که عمدتا تفاوتهای ناچیزی دارند، خلاقیت به عنصری کمیاب در بین عناوین AAA تبدیل شده، بازیهای مستقل اغلب به مانند یکناجی عمل میکنند!
در سالهای گذشته بازیهایی مثل Lies of P و یا Stray جادوی بازیهای مستقل را بیش از پیش به رخ مخاطبان کشیدند. و در سالی که گذشت هم عنوان Balatro توانست جوایز مختلفی را در جشنوارهها و مراسمهای مختلف به چنگ بیاورد و حتی تا مرز دریافت جایزه بازی سال در مراسم گیم اواردز هم پیش رفت که البته با نظرات مثبت و منفی زیادی همراه شد.
بالاترو با استفاده از قوانین پایهای بازی کارتی آشنای پوکر و ترکیب آنها با قوانین و چالشهای خلاقانه خود، توانسته که بدون شک یکی از اعتیادآورترین بازیهای چند سال اخیر را خلق کند.
در کنار مواردی که ذکر کردم ادویههای جذابی مثل موسیقی و طراحی صدا و البته طراحی گرافیکی بازی را فراموش نکنید که در عین سادگی جذابیت دوچندانی به تجربه بازیکنها میبخشند تا باختهای پیاپی نه تنها ادامه بازی را کسلکننده نکند، بلکه بازیکن را ترغیب کند تا در دور بازی بعدی استراتژی جدیدی را در پیش بگیرد.
تجربه بازی بالاترو در هر پلتفرمی و با هر سلیقهای، آنچنان احساس شیرینی دارد که تماشای آنروز که یک بازی مستقل را به عنوان بهترین بازی سال بشناسیم دور از باور تلقی نمیکند. اما تا به آن روز به عنوان «بهترین بازی مستقل سال» بسنده میکنیم. عنوانی که به مانند یک تاج زرین در سال گذشته تنها برازنده همین اثر بود.
معین گودرزی
بهترین انیمه سال
- Blue Box
- Dan Da Dan
- Delicious in Dungeon
- Kaijo No
- Look Back
- Solo Leveling

بهترین انیمه سال ۱۴۰۳:
Dan Da Dan
«دان دا دان» یکی از مانگاهای جدید و پرطرفدار است که با ترکیب ژانرهای اکشن، کمدی، ترسناک و علمی-تخیلی، تجربهای متفاوت را ارائه میدهد. داستان حول محور دختری به نام «مومو» که به ارواح اعتقاد دارد و پسری به نام «اوکارون» که تنها به بیگانگان باور دارد میچرخد. وقتی هردو تصمیم میگیرند خلاف باورهایشان را ثابت کنند، هر کدام به مکانهایی میروند که به نظرشان نماد این موجودات است. اما برخلاف انتظارشان، نه تنها ارواح و بیگانگان واقعی هستند، بلکه درگیر ماجراهایی عجیب و خطرناک میشوند که آنها را به یکدیگر نزدیکتر میکند.
یکی از نقاط قوت دان دا دان روایت پرسرعت و پویای آن است که به مخاطب اجازه نمیدهد حتی برای لحظهای احساس خستگی کند. ترکیب ژانرهای مختلف به خوبی انجام شده و لحظات کمدی به طور طبیعی در میان صحنههای اکشن و هیجانانگیز جا گرفتهاند.
طنز مانگا بیشتر بر اساس تعاملات شخصیتها و موقعیتهای غیرمنتظره شکل میگیرد که نهتنها لحظات مفرحی ایجاد میکند، بلکه تنش داستان را نیز متعادل میسازد. شخصیتها نیز جذاب و دوستداشتنیاند و تعاملات بین آنها، به ویژه بین دوشخصیت اصلی، انرژی بالایی به داستان میبخشد. در کنار آنها، شخصیتهای فرعی نیز هویت خاص خود را دارند و به جذابیت کلی داستان اضافه میکنند.
از نظر بصری، انیمه دارای طراحی فوقالعادهای است. جزئیات زیاد، استفاده از زوایای متنوع و طراحی پویا در صحنههای اکشن، این اثر را از بسیاری از انیمههای همرده متمایز میکند. همچنین، نحوه نمایش ارواح و بیگانگان به طرز خلاقانهای انجام شده که حس رازآلود و گاه دلهرهآوری به داستان میبخشد. ترکیب سبک طراحی سنتی مانگا با تکنیکهای مدرن به انیمه هویت بصری خاصی داده که باعث میشود حتی در لحظات آرام داستان نیز جذابیت بصری خود را حفظ کند.
در مجموع، «دان دا دان» یک اثر تازهنفس و هیجانانگیز است که با ترکیب درست اکشن، طنز و عناصر ماورایی، تجربهای سرگرمکننده را برای مخاطبان فراهم میکند. این انیمه نهتنها برای طرفداران داستانهای ماجرایی و فراطبیعی جذاب است، بلکه حتی کسانی که به دنبال اثری متفاوت با ترکیب ژانرهای غیرمعمول هستند نیز میتوانند از آن لذت ببرند. اگر به دنبال انیمهای با روایت سریع، طراحی چشمنواز و فضایی پرانرژی هستید، این اثر میتواند انتخاب مناسبی باشد.
امیرحسین آهنی
بهترین پشتیبانی- محتوای افزوده
- Destiny 2: The Final Shape
- Diablo IV: Vessel of Hatred
- Elden Ring: Shadow of the Erdtree

بهترین پشتیبانی یا محتوای افزوده برای بازی از پیش منتشرشده در سال ۱۴۰۳:
بسته الحاقی Shadow of the Erdtree بازی Elden Ring
مگر میشود که از عنوان بهترین محتوای افزوده سال ۱۴۰۲ صحبت کنیم و بسته الحاقی Elden Ring: Shadow of the Erdtree برنده بلامنازع آن نباشد؟ با نیمنگاهی نسبت به دیالسیهای عناوین میازاکی و خصوصا دیالسی The Ringed City بازی Dark Souls 3 میتوان تشخیص داد که این بازیساز زبده، متخصص ساخت دیالسیهای باکیفیت و درجه یک است.
دیالسی Shadow of the Erdtree بازیکنان را از سرزمین The Lands Between به Realm of Shadow میبرد. داستان این محتوای افزوده در مورد Miquella، برادر Malenia است. این فرد در بازی اصلی معرفی شده بود، اما داستان او به شکل مفصل در Shadow of the Erdtree روایت شد.
سیستم ارتقا در بازیهای سولزبورن همیشه به یکنحو انجام میشد، اما این سیستم حالا در Shadow of the Erdtree به گونه دیگری اجرا میشود. شما با جمعآوری ۲آیتم به نامهای Scadutree و Revered Spirit Ash قادر به ارتقا در این دیالسی هستید. آیتم Scadutree میزان آسیبی که وارد میکنید را افزایش داده و همچنین میزان آسیبی که به شما وارد میشود هم کاهش پیدا میکند. دیگر آیتم یعنی Revered Spirit Ash برای افزایش قدرت احضارهای شما مثل Mimic Tear به کار میرود.
در کنار اضافه شدن سلاحها و آرمورهای جدید و جذاب، دانجنها تنوع و کیفیت خیلی بهتری نسبت به بازی اصلی پیدا کردهاند و همچنین نوع جدیدی از دانجنها به نام Ruined Forge به بازی اضافه شده تا بازیکنان با تجربه بهتری روبهرو شوند.
از حیث کمیت محتوا، به پایان رساندن داستان اصلی بسته الحاقی Shadow of the Erdtree حدود ۲۵ساعت زمان میبرد، اما مسلما یکی از شیرینیهای عناوین ساختهی میازاکی، گشت و گذار در محیط و انجام ماموریتهای فرعی است و با احتساب این ماموریتها، این دیالسی میتواند شما را حدود ۳۹ساعت سرگرم کند. همچنین برای زیرورو کردن محیط و تجربه تمامی جنبههای Shadow of the Erdtree به حدود ۵۱ساعت زمان نیاز دارید. بنابراین با یکدیالسی روبهرو هستیم که به اندازه یکبازی کامل محتوا دارد.
نریمان هروی
بهترین انیمه سال ۱۴۰۳ به انتخاب مخاطبان دنیای بازی
نظرسنجی بهترین انیمه سال ۱۴۰۳ به همراه قرعهکشی یک حافظه اساسدی در صفحه اینستاگرام دنیای بازی در حال انجام است. پس از اتمام مهلت نظرسنجی (۶ فروردین ۱۴۰۴) مقاله بهترین بازی های سال ۱۴۰۳ بهروز خواهد شد و بهترین انیمه سال از نظر مخاطبان اعلام میشود.
دنیای بازی را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید.

بهترین بازی سال ۱۴۰۳ به انتخاب مخاطبان دنیای بازی
نظرسنجی بهترین بازی سال ۱۴۰۳ به همراه قرعهکشی یک حافظه اساسدی در صفحه اینستاگرام دنیای بازی در حال انجام است. پس از اتمام مهلت نظرسنجی (۵ فروردین ۱۴۰۴) مقاله بهترین بازی های سال ۱۴۰۳ بهروز خواهد شد و بهترین بازی سال از نظر مخاطبان اعلام میشود.
دنیای بازی را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید تا از اتفاقهای هیجانانگیز اینچنینی جا نمانید!

بهترین بازی سال ۱۴۰۳ به انتخاب دنیای بازی
- Astro Bot
- Balatro
- Final Fantasy VII Rebirth
- Like A Dragon: Infinite Wealth
- Metaphor: ReFantazio
- Silent Hill 2

و اما بهترین بازی ویدیویی سال ۱۴۰۳ اثری نیست جز:
بازسازی بازی سایلنت هیل ۲(Silent Hill 2 (Remake))
در دنیای بازیهای ویدیویی، گهگاه آثاری متولد میشوند که فراتر از سرگرمی پیش میروند. بازیهایی که نه تنها از نگاه تکنیکی یا گرافیکی برجستهاند، بلکه در عمق خود لایههایی از احساسات، تراژدی و زیبایی نهفته دارند. بازی سایلنت هیل ۲ یکی از همان آثار کلاسیک در مدیوم ویدیوگیم است، عنوانی برای سفر به دل تاریکیهای ذهن انسان، جایی که هیچ چیز واضح و آشکار نیست و همهچیز در ابهام غوطهور است.
این بازی که در این مدیوم جایگاه ویژهای به خود اختصاص داده، اما خبر بازسازی آن یکی از مهمترین خبرهای چندسال گذشته به شمار میرود. اینکه استودیو سازنده چطور میتواند از میراث عنوان بزرگی بهرهبرداری کند.
بازی سایلنت هیل ۲ ریمیک در سال گذشته بهعنوان موردانتظارترین بازی سال از نگاه تحریریه دنیای بازی انتخاب شد. از همان لحظه، نگاهها به این اثر معطوف شد، چراکه خبر ساخت آن نه تنها موجی از شادی و هیجان را به دنبال داشت، بلکه دلهره و تردیدهایی را نیز در دل طرفداران برمیانگیخت. آیا این بازسازی میتواند روح نسخه کلاسیک را به درستی زنده کند، یا همچون سایهای سنگین، خاطرات تلخ اشتباهات بازسازیهای گذشته را زنده خواهد کرد؟
با تمام این اما و اگرها، استودیو بلوبر تیم بهطرزی شگفتآور عنوانی را منتشر کرد که نهتنها رو دست صاحبنظران زد، بلکه بازسازیای از یک بازی کلاسیک انجام داد که هیچکس نتوانست پیشبینی کند که در این دنیای مهآلود و پر از معما، چه چیزی در انتظار او است.
هر استودیویی که بخواهد بر روی عنوانی کار کند که بهعنوان یکی از برجستهترین و تاثیرگذارترین آثار در بازیهای ترسناک شناخته میشود، به نظر میرسد با چالشی بزرگ و تقریبا غیرقابل حل مواجه است. با این حال، استودیو بلوبر تیم با درک دقیق و عمیق از عناصر کلیدی بازی اصلی و پذیرش ریسکهای محاسبهشده، به شکلی هوشمندانه از میراث بازی Silent Hill 2 بهرهبرداری کرده است.
این استودیو نه تنها وفادار به گذشته، بلکه با نگاهی نوین و دقتی بینظیر، موفق به ایجاد تجربهای منحصر به فرد و شگفتانگیز شده است.
همکاری با برخی از خالقان اصلی بازی، به این استودیو فرصتی منحصر به فرد داده تا به موفقیتی دست یابد که بسیاری آن را غیرممکن میپنداشتند. امروز، با یکی از بهترین بازیهای ترسناک مواجه هستیم که نه تنها به میراث بازی احترام میگذارد، بلکه آن را به سطحی جدید ارتقا میدهد. بلوبر تیم با ریمیک Silent Hill 2 کابوسهایی را برای گیمرهای سراسر جهان محقق کرده است و به این دنیای تاریک، زندگی و روحی دوباره بخشیده است.
این بازی فرصتی دوباره به مخاطبان میدهد تا به اعماق ترس و گناه بازگردند و تجربهای نوین از یک دنیای پیچیده و اغواگر را لمس کنند. بازگشتی که همزمان با تجربهای نو، خاطرات قدیمی را زنده میکند و هر بار که در این دنیای آشنا قدم برمیدارید، حس جدیدی از ترس و هیجان را تجربه خواهید کرد.
این بازی بیشتر از اینکه فقط یک بازسازی باشد، یک زندگی دوباره است؛ یک احیای کامل از دنیای سرد و بیرحم سایلنت هیل که همچنان با درختان خالی از برگ، خیابانهای بارانی و تاریک، و کلبههای متروکهاش روح خود را حفظ کرده است.
در دنیای Silent Hill 2، چیزی فراتر از ترس در انتظار شماست؛ اینجا شما با غم، گناه و دلتنگی روبهرو میشوید. در دل این تاریکی، بازی همچون شعلهای کوچک میدرخشد و به بازیکن یادآوری میکند که حتی در عمق تاریکیها، همچنان میتوان جستوجو کرد و مسیر جدیدی را جویا شد. این عنوان فراتر از یک عنوان سرگرمی است؛ سفری که در این بازی دارید، همیشه در یاد شما باقی خواهد ماند.
علی گرامی
این بود بهترین بازی های سال ۱۴۰۳ از نگاه دنیای بازی. بهترین بازی های سالی که گذشت از نگاه شما کدامها هستند؟ آیا انتخابهای ما را قبول دارید؟ نظر خود را با دیگر مخاطبان وبسایت دنیای بازی به اشتراک بگذارید.
source