سال جدید، سال ۱۴۰۴ را به تمامی گیمفاییهای عزیز تبریک عرض میکنم و امیدوارم سال جدید بیشترین و با کیفیتترین لحظات مفرح همراه با وجوه مثبت و خوشی را تجربه کنید. طبیعتا با ″زندگی″ سر و کار داریم و نمیشود صرفا با تبریک های گلدرشت و شعارگونه پیش رفت و این زندگانی هم عاری از لحظات بد و منفی نیست اما آرزویی که برایتان دارم این است که در نسبت بین لحظات خوب و بد، کفه ترازو به سمت ″حالِ خوبتان″ سنگینی کند و در کنار عزیزانتان این حالِ خوب را تنفس کرده، زندگی کنید و به خاطرات خوش تبدیل کنید.
از ″حالِ خوب″ گفتم، به همین خاطر لیستی از آثار سینمایی را فهرست کردهام که میتوان بعد از تماشا، جایی در قلبتان پیدا کند به گونهای که حداقل برای دقایق یا ساعاتی حالتان را بهتر کرده یا حداکثر در نحوه نگرشتان در زندگی تاثیر گذاشته باشد.
در ادامه با این فهرست ۸تایی و معرفی اجمالیشان با من همراه باشید. (این فهرست ترتیب خاصی برای ارزشگذاری ندارد)
Up (۲۰۰۹)

بالا انیمشین نوستالژیکِ کمپانی پیکسار به کارگردانی «پیت داکتر» که در زمان انتشار جوایز متعددی را درو کرد، از جمله جایزه بهترین انیمیشن سال در آکادمی اسکار، هنوز که هنوز است آن نمای بادکنکهای رنگارنگ بر روی سقف شیروانی خانه، یکی از زیباترین، خاطرهانگیزترین و نمادینترین قابهای سینمایی است.
بادکنکهایی که حکم بال را برای به پرواز درآوردن آرزوی یک پیرمرد تنها و تحققِ ماجراجویی نصفهکارهاش با همسرش را مهیا کردهاند. در دوستداشتنی بودن این انیمیشن همین بس که افتتاحیه اثر با یک قصه کوچک حالخوبکن و البته صامت و صرفا با موسیقی متن گوشنواز مخاطب را به درون اثر میکشاند و از همان ابتدا چه دلرباییهایی که برایمان نمیکند. اگر انیمیشن بالا را ندیدهاید، ایام عید فرصت بسیار مناسبیست که برای ساعاتی خود را با جهان این انیمیشن دوستداشتنی تنها گذاشته و در تخیل رنگارش غرق شوید. این غرق شدن از آن غرقشدنهاییست که میچسبد همهچیز را برای حداقل دو ساعت با دیدنش فراموش کرد.
(۲۰۲۱) CODA

کودا فیلمی که تقریبا در کمال ناباوری برنده اسکار بهترین فیلم سال شد و البته که چه انتخاب خوبی. کودا صرفا داستان یک خانوادهی ناشنوا را روایت نمیکند، بلکه شما را دقیقا جای دغدغهی این خانواده میگذارد و طوری پیش میرود که حال یک پدرِ ناشنوا را درک کنید، پدری که نمیتواند خواندن دخترِ عزیزتر از جانش را حس کند حداقل نه آنطور که عموم متوجهش میشوند، بنابراین دخترِ بااستعدادش در یک سکانس محشر یک اجرای شخصی برای پدر ناشنوایش برگزار میکند. کودا را در این ایام ببینید و قطعا که با کمدی و داستانش میتواند حظ اعلا ببرید..
(۲۰۱۸) Green Book

کتاب سبز فیلم برنده اسکار سال ۲۰۱۸ که از معدود فیلمهای این زمانهی هشتگزده است که به شکل درستی نماینده سیاهپوستان میشود و فارغ از شعارهای گلدرشت مخاطبش را با خود همراه میکند. فیلم کتاب سبز با دو بازی محشر از سمت «ویگو مورتنسن» و «ماهرشلا علی» روبرو هستیم که در دل یک سفر جاده ای، تضاد عقیده و سلیقهشان به نحو احسن به ما نمایش داده میشود و فیلمیست که در این ایام به خوبی میتواند سرگرمتان کند و البته تغییر نگاه انسانی از یک زاویه نسبتا نژادپرستانه را به شما نشان دهد.
Wonder (2017)

فیلم خانوادگی ساده و جمع جوری که با یک مورد عجیب از اختلال یک کودک و ابتلایش به یک سندروم که چهرهای نامتعارف برایش به وجود آورده، برای ما روایت میشود. فیلمی که علاوه بر پرداخت حول کاراکتر اصلیاش به پرداخت دیگر اعضای خانواده نیز میپردازد و همین است که بیش از پیش این فیلم را دوستداشتنی میکند و مخاطب علاوه بر تماشای اثر از زاویه کودکِ اصلی فیلم، از زاویه خواهر، مادر و پدر او نیز به مورد عجیب او میپردازد و در واقع یک نگاه همهجانبه و البته مثبتنگر را پیرامون موردِ عجیبش به مخاطب هدیه میدهد. بنابراین فیلم wonder را برای این ایام انتخاب کردم، ببیند و لذت ببرید.
Arrival (2016)

فیلمی بدیع در ژانر فانتزی و مضمون ارتباط با بیگانگان که بر خلاف سیر عظیمی از آثار سینمایی که بیگانگان فضایی را موجوداتی ترسناک نشان میدادند، این فیلم هدف اصلیاش را مبنی بر ″ارتباط″ و نحوهی چگونه برقرار کردن آن میگذارد، فیلمی که بر خلاف سیر آثار معرفی شده در این لیست لحن و فضای سرخوشانهای ندارد اما از آن جهت انتخاب شده است که ″امیدواری″ در آن حرف اول را میزند و این مفهومی که به آن اشاره میکنم نه در یک فضای شعاری و سطحی که به شکل هنرمندانهای و در یک فضای مرموزانه به مخاطب نمایش داده میشود. پس در این ایام، این بهترین فیلمِ «دنیس ویلنو» را ببینید و لذت ببرید..
Your Name (2016)

انیمهای اعجابآور و مبهوتکننده که با استفاده هنرمندانه از عنصر زمان، مخاطبش را به درون قصهای مرموز، عجیب، سرخوش و البته نسبتا تراژیک میکشاند. این انیمه قصهی یک سوییچ یا جابجایی زمانی بین یک دختر و پسر نوجوان را روایت میکند و از دل این جابجایی زمانی/شخصیتی/جنسیتی به مناسبتهای فولکلور فرهنگ ژاپنی میپردازد که البته هدف اصلی تلنگر اساسی به فراموش نکردن تاریخ این کشور است و این تلنگر را نه با شعار که یک فانتزی محشر و البته تا حدی تراژدیک به مخاطب نمایش میدهد. این انیمه را ببینید و اگر بگویم که در کنار آثار هنرمندانه هایائو میازاکی میتوان آن را قرار داد، بیراه نگفتهام.
The Martian (2015)

فیلمی علمیتخیلی که با یک سفر فضایی به سیاره مریخ روایت بدیع را به ما نشان میدهد. بدیع از این نظر که ما اغلب زیرژانرِ ″بقا″ را در سیارهی زمین خودمان میدیدیم که فرد در جزیرهای دور افتاده یا کوه و جنگل سعی در نجات خود دارد اما «ریدلی اسکات» (خالق گلادیاتور) بقای آدمی را با روایت ظریفانه به سیارهای دیگر (مریخ) کشانده است. این فیلم با تمام فراز و نشیبش و طبعا سختیهای بقا، از منظر امیدواری و تلاشی مثالزدنیاش که در نمایش اراده آدمی نشان میدهد، فیلمی دیدنی و قابل پیشنهاد میدانم، مخصوصا در این ایام که فرحبخشیِ زیرپوستیِ این فیلم میتواند حالتان را بهتر کند.
در دنیای تو ساعت چند است؟ (۱۳۹۳)

آخرین فیلم این لیست را با یک اثر انسانی از سینمای ایران به پایان میرسانیم، فیلمی از «صفی یزدانیان» در سال ۱۳۹۳ که به قصهی کوچک و سادهی عاشقانه میپردازد. قصهای که از سادگی و حلاوت کودکی آغاز میشود، سالهای سال همچون آتش زیر خاکستر زنده میماند و در بزرگسالی به شکل مهربانانه و البته کودکانهای دوباره زبانه میکشد. این فیلم شما را به گیلان و رشت میبرد، پوستِ پرتقال روی بخاری را به مشامتان میرساند (فیلم را ببینید متوجهش میشوید)، کودکانه عاشقانهای نشانتان میدهد و با موسیقیمتن محشرش در دلتان جا خوش میکند. فیلم را بببنید و در این وانفسای سینمای ایران، همچین اثری را قدر بدانید.

source